بررسی رابطه بین سرمایه انسانی و بُعد خانوار با روش ICA
نویسندگان
1 دانشیار، گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد مدیریت و حساداری دانشگاه یزد یزد ایران
2 دکتری، گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد مدیریت و حساداری دانشگاه یزد، یزد، ایران.
3 دانشجوی دکتری، گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد مدیریت و حساداری دانشگاه یزد، یزد، ایران.
doi
10.22111/sedj.2021.35771.1104چکیده
در تئوری سرمایه انسانی که به لحاظ مفهومی دو جزء اصلی کسب دانش و کسب مهارت را شامل میشود،خانواده و ویژگیهای آن به عنوان عاملی مهم تلقی میشود که از جمله ویژگیهای خانوار میتوان به ابعاد خانوار اشاره کرد.با توجه به اهمیت ابعاد خانوار در تئوری سرمایه انسانی، در این مقاله نخست به توصیف ارتباط آماری بین اندازه ابعاد خانوار در استانهای کشور و سهم باسوادی در سال 1395،با روش ضریب کندال پرداخته شده و سپس روند تغییرات شاخص سهم باسوادی با افزایش بُعد خانوار و نیز خوشهبندی استانها با تکنیک تحلیل مؤلفههای مستقل(ICA)به عنوان هدف اصلی پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است.نتایج نشان میدهد در خانوارهای بدون فرد باسواد،دارای یک نفر باسواد و دارای دو نفر باسواد، ارتباط معنیدار و منفی بین بُعد خانوار و سهم باسوادی در برخی استانها مشاهده و در خانوارهای دارای سه نفر باسواد،هیچ ارتباط معنیداری مشاهده نمیشود. علاوهبر این، در خانوارهای دارای چهار نفر باسواد و بیشتر ارتباط مثبت و معنیدار در تمامی استانها به غیر از استان یزد،وجود دارد.همچنین، نتایج بررسی روند تغییرات سهم باسوادی با افزایش بُعد خانوار نشان میدهد استانها از حیث خانوارهای یک تا 10 نفرهیِ دارای یک نفر باسواد،در هفت خوشه،دارای دو نفر باسواد، در پنج خوشه، دارای سه نفر باسواد،در هفت خوشه، دارای چهار نفر باسواد،در هفت خوشه و بدون فرد باسواد در چهار خوشه قرار گرفتهاند.در تمام خوشهبندیها، استان سیستان و بلوچستان از حیث روند تغییرات سهم باسوادی با افزایش بُعد خانوار،در یک خوشه جداگانه نسبت به سایر استانها قرار داشته و به دیگر استانها شبیه نیست.