تحلیل کارکردها و کاربردهای موقعیت داستانی: «مطالعۀ موردی: رمان شازده احتجاب»

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اراک، اراک، ایران

doi
10.22067/jls.2024.85580.1531
چکیده

این پژوهش به کارکردها و کاربردهای موقعیت داستانی می‌پردازد و نشان می‌دهد موقعیت، فراتر از جنبۀ پس‌زمینه‌ایِ خود می‌تواند نقشی فعّال، به‌عنوان عنصری تأثیرگذار، در داستان داشته باشد. موقعیت داستانی، هم در شکل‌گیری لایه‌های معنایی داستان مشارکت می‌کند و هم در ساخت‌یابیِ ساختار آن دخیل است. درک حال و هوای داستان نیز ممکن است به‌طور مستقیم وابسته به موقعیت داستانی باشد. گاهی موقعیت، با تحت تأثیر قرار دادن شخصیت‌ها، بر فرآیند رشد یا سرکوب آن‌ها نقش دارد. همچنین، در مواردی، با ایجاد تنش و کشمکش برای شخصیت‌ها بر طرح داستان تأثیر می‌گذارد. موقعیت داستانی، در بسیاری از داستان‌ها، جنبه‌ای نمادین یا استعاری پیدا می‌کند و می‌تواند بر ایده‌ها و مضمون‌های کلّی‌تر داستان دلالت داشته باشد. در رمان شازده احتجاب نیز موقعیت داستانی نقشی مهم و اساسی دارد؛ تا آنجا که به‌اندازۀ شخصیت‌ها و گاهی بیش از آن‌ها در شکل‌گیری روایت‌های درونِ رمان دخالت دارد. سرنوشت شخصیت‌های داستان شازده احتجاب، چه در گذشته و چه در اکنونِ داستان، به‌شدت به موقعیت گره خورده است؛ به‌نحوی‌که رها شدن از یک موقعیت به معنای تغییری بزرگ در زندگی شخصیت‌ها تلقی می‌گردد. پرسش اساسی این پژوهش آن است که موقعیت داستانی چه کارکردها و کاربردهایی در داستان می‌تواند داشته باشد؟ سپس، به‌عنوان مطالعه‌ای موردی، در پی آن است که نقش موقعیت را در داستان شازده احتجاب بررسی کند و درنهایت نشان می‌دهد در این رمان، موقعیت داستانی عنصری است که اهمیت ساختاری و معنایی دارد.