بازاندیشی در علوم انسانی، مبتنی بر هستیشناسی وحدتگرا
نویسندگان
1 دانشگاه علامه طباطباییی
2 گروه فیزیک، دانشگاه صنعتی شریف، تهران، ایران
3 گروه مدیریت بازرگانی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
4 گروه مدیریت بازرگانی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
5 گروه مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22047/hsd.2024.445811.1008چکیده
یکی از راههای توسعۀ هر علم، بازاندیشی در مبانی و پیشفرضهای آن است. باتوجه به پیشرفت روزافزون علوم مختلف در عصر جدید، و عقب ماندن علوم انسانی از این تغییرات، لزوم بازاندیشی در علوم انسانی امری حیاتی میباشد. از آنجا که علوم انسانی به طور مستقیم با شناخت انسان مرتبط میباشد، و نقش انسان در عصر جدید بیش از پیش پررنگ شده است، باید به دنبال شناخت کاملتری از او در سطح فردی و اجتماعی بود. متأسفانه علیرغم چندساحتی بودن وجود انسان، پیشفرضهای حاکم بر علوم انسانی معاصر همچنان تحت تسلط پارادایمهای پوزیتیویسمی بوده و آنجا که سخن از سایر دیدگاهها مانند تفسیری یا پست مدرن میشود، در حد شعار باقی مانده و شامل برخی تحقیقات و نظریات محدود میباشد. این درحالی است که علم فیزیک در دهههای اخیر با ورود به برخی مفاهیم فلسفی و متافیزیکی درحالگذار به سوی پاردایم وحدتگراست. نظریات وحدتگرای فیزیک، با تأکید بر متکثرالابعاد بودن هستی، دیدگاه جدیدی را ارائه میکنند که در آن عدم توان تجربه یا ذهن در شناخت یک پدیده، به معنای عدم وجود آن پدیده نیست. ما در این پژوهش، به کمک روش تحلیل محتوا، به بررسی خلأهای موجود در پارادایمهای پنجگانۀ علم پرداخته و جهت رفع این خلأها، هستیشناسی وحدتگرا را معرفی میکنیم.