فراتحلیل رویکردهای ایرانیان به مفهوم «ایران‌شناسی» و التزامات آن

نویسندگان

1 بنیاد ایران‌شناسی، تهران. ایران

doi
10.22047/hsd.2024.469690.1019
چکیده

پژوهش‌های ایران‌شناسی مدتی است که مورد توجه محافل علمی قرار گرفته اما علی­رغم اهمیت آنها، فرایند علمی پژوه‌ها در حوزه نظریه‌پردازی، پارادایم‌سازی و ایجاد جریان علمی موفق نبوده‌اند. دانش ایران‌شناسی با رویکرد خودشناسی در انبوهی از داده‌ها دست و پا می‌زند و در بهترین حالت باید گفت تنها توصیفاتی از داده‌های مختلف ارائه شده و تحلیل درستی از ماهیت آنها صورت نگرفته است. این موضوع از عدم درک صحیح مبانی نظری و تفکیک دانش ایران‌شناسی از دیگر حوزه‌های علوم انسانی و رویکرد احساسی جامعه علمی ریشه می‌گیرد. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات بنیادی است و با طرح این سؤال که رویکردهای مفهوم ایران‌شناسی و الزامات آن برای محققان ایرانی چیست؟ به دنبال ارائه تعریف و نقد جامعی از مصادیق این مفهوم است. داده‌ها از منابع کتابخانه‌ای جمع‌آوری شده و با روش فراتحلیل کیفی مورد بررسی قرار گرفته‌اند. مهم­ترین هدف این پژوهش ایجاد آگاهی نسبت به مفهوم و بیان ضرورت‌ها و چالش‌های پیش رو برای درک صحیح ایران‌شناسی با نگاه خودشناسی است. پژوهشگر با ارزیابی جامع منابع، رویکردها به مفهوم ایران‌شناسی را در سه دسته کلی اعم از رویکردهای: 1- شرق‌شناسانه، 2- امر مهم فرهنگی و 3- دانشی تقسیم‌بندی کرده است. سپس با نقد و ارزیابی هر کدام از این دسته‌بندی‌ها و منابع شاخص آن، ابهامات و برخی تداخل موضوعات را روشن کرده و در انتها با تأکید ویژه بر رویکرد دانشی، مسائل موجود در زمینه مبانی ایران‌شناسی را تبیین کرده است.