بررسی و تحلیل عوامل بازدارنده اشتغال زنان روستایی در شهرستان کاشمر
نویسندگان
1 استادیار گروه جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 استادیار، باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، مرودشت، ایران.
3 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
چکیده
زنان از نظر اشتغال در مقام مقایسه با مردان، در یک حالت نا متعادل هستند. این امر از عوامل و موانع زیادی ناشی میشود. گستردگی دامنه موانع اشتغال زنان نشان میدهد که جز با برنامهریزی یکپارچه و اصولی و تلاش گسترده در سطح ملی، نمیتوان به بهبود وضعیت اشتغال زنان خوشبین بود. بدین ترتیب، در این پژوهش در پی شناخت موانع فراروی اشتغال زنان روستایی در دهستان بالاولایت شهرستان کاشمر هستیم. اینپژوهش به لحاظ روش از نوع توصیفی تحلیلی بوده و دادهها به روش میدانی با استفاده از پرسشنامه گردآوری شدهاند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل عاملی و آزمون فریدمن (Spss)، استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را تمامی زنان روستایی در سن فعالیت دهستان بالاولایت شهرستان کاشمر( 10194 نفر) تشکیل میدهند که از این جامعه تعداد 370 نفر از روش فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه تعیین شدند.براساس نتایج تحلیل عاملی، 8 عامل نهایی تبیین شدند، که در مجموع توانستهاند 314/60 درصد از واریانس تمامی متغیرهای پژوهش را تبیین کنند. عامل سیاستگذاری بیشترین واریانس (189/9) و عامل روانشناختی کمترین واریانس را دارا میباشند. همچنین، از بین موانع مؤثر بر اشتغال زنان روستایی بعد فرهنگی با میانگین 24/4 بیشترین تاثیرگذاری را داشته و شاخصهای «نداشتن پشتوانه مالی و پس انداز کافی»، «پایین بودن سطح سواد زنان روستایی» و «وظایف زیاد زنان در خانه» با میانگین 26/19، 04/18 و 24/17 به عنوان اثرگذارترین موانع اشتغال زنان در این دهستان شناخته شدهاند. بدین ترتیب میتوان گفت که رفع این موانع با برنامهریزیهای متنوع به وسیله مسئولان، به اشتغال هرچه بیشتر زنان روستایی کمک خواهد کرد.