بررسی دیدگاه ملاصدرا و سهروردی در باب عالم مثال
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حکمت متعالیه دانشگاه فردوسی مشهد؛ پردیس بینالملل
2 استاد فلسفه دانشگاه فردوسی مشهد
3 دانشیار فلسفه، دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22091/pfk.2018.1201چکیده
در باب تفسیر هستی و تحلیل مراتب عالَم، عالمِ مثال به عنوان مرتبهای از مراتب سهگانه هستی در مکتب اشراقی و صدرایی مورد پذیرش قرار گرفته است. شیخ اشراق به جهت محال بودن انطباع صُور خیالی کبیر در صغیر طرح عالم مثال منفصل را وجهۀ همت خویش قرار داده و معتقد است قوۀ خیال انسان، مادی بوده و در ادراک صرفاً نقش اِعدادی دارد، بهنحوی که نور اسفهبدی به نحو اشراقی صُور خیالی را در همان عالم مُثُل معلّقه میبیند. ملاصدرا نیز اگر چه اصلِ وجود عالم مثال و برخی ویژگیها آن نظیر تجرّد از ماده و تقیّد به تعلّقات مادی را میپذیرد، اما با مبانی خاص خویش، افق جدیدی از این عالم ارائه کرده و ابداعاتی پدید آورده است. وی با اثبات تجرّد تمام قوای ادراکی انسان از جمله قوۀ خیال، آن را به مبادی عالی هستی مرتبط ساخته و با اعتقاد به خلاقیّت نفس، افاضات مثال منفصل را موجب آمادگی نفس برای خلق صُور خیالی میداند و از این روی به رهیافتهای معرفتی و الهامی ویژهای دست یافته است.