تعارضات در بنیاد متافیزیکی اخلاق شوپنهاور
نویسندگان
1 دکتری فلسفه، دانشگاه اصفهان
2 دانشیار فلسفه، دانشگاه اصفهان
doi
10.22091/pfk.2018.1199چکیده
شوپنهاور با قائل شدن به شفقت به عنوان بنیاد و اساس اخلاق، ما را به طرف همدلی و همدردی برای دیگران ترغیب میکند، اما زمانیکه به سمت نظام فلسفیاش میرویم، با تعارضاتی مواجه میشویم که اخلاقش منتفی میشود و شفقت نمیتواند در عمل فرصتی برای عرضِ اندام پیدا کند. از جملۀ این تعارضات نفی اختیار در متافیزیکاش، شر بودن اراده، ذاتی و تغییرناپذیری شخصیت (خصلت) و شربودن ذات انسان است. او در متافیزیکاش قائل است که هر چیزی در جهان به مثابه تعین اراده، ذیل اصل دلیل کافی و زمان و مکان قرار دارد و بالضروره عینیت مییابد. طبعاً ارادۀ انسان هم به عنوان بنیاد اخلاق میبایست در ذیل اصل دلیل کافی قرار گرفته و بالضروره عینیت یابد؛ در اینصورت، اساساً اخلاقِ شوپنهاور منتفی است؛ زیرا حوزۀ اخلاق نیازمند آزادی است و بیرون ماندن از حیطۀ اصل دلیل کافی. همچنین با قائل به شربودن اراده، ذاتی و تغییرناپذیری شخصیت، شربودن ذات انسان و اخلاق شوپنهاور -دستکم از نوع هنجاری - منتفی است و نمیتوان جایگاهی ایجابی در نظام فلسفیاش برای آن متصور بود.