بررسی تأثیر نقش مذهب بر اندازۀ دولت
نویسندگان
1 استادیار و عضو هیئتعلمی گروه اقتصاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق، مرکزی، ایران
doi
10.30497/rc.2022.76095چکیده
هدف تحقیق حاضر، بررسی تأثیر نقش مذهب در تعیین اندازۀ دولت است. بدینمنظور مدل سادۀ اقتصادی ـ سیاسی با پیروی از مطالعۀ آذی و اهرنبرگ (1975) مبتنیبر مطالعۀ ملتزر و ریچارد در نظر گرفته شده است و مذهبیبودن بهعنوان شدت رضایت حاصل از کمکهای خیریه برای کالاهای عمومی مدلسازی شد که در آن هرچه افراد مذهبیتر باشند، رضایتی که از اعانههای داوطلبانه کسب میکنند، بیشتر است. افراد مذهبی در مقایسه با افراد سکولار به منظور صرف قسمت بزرگتری از درآمدشان برای اعانههای داوطلبانه به سطوح پایینتر مالیات رأی میدهند؛ بنابراین فرایند سیاسی منجر به کاهش اندازۀ دولت در کشورهای مذهبیتر و به معنای سطوح پایینتر هزینه برای کالاهای عمومی و بازتوزیع است. نتایج تحقیق نشان داد: کشورهای دارای سطح بالاتری از اعتقاد به زندگی پس از مرگ (مذهبیتر) تمایل به داشتن سطح بالاتر بار مالیاتی دارند؛ بنابراین اندازۀ دولت کاهش پیدا میکند. همچنین کشورهای مذهبیتر، نسبت هزینه دولت به تولید ناخالص داخلی کمتری خواهند داشت که به معنای کاهش اندازۀ دولت خواهد بود. ازسویدیگر، کشورهای دارای سطح بالاتر اعتقاد به زندگی پس از مرگ (مذهبیبودن) سطح پایینتری از پرداختهای انتقالی دارند که به معنای اندازۀ کوچکتر دولت خواهد بود. در نهایت میتوان گفت کشورهای مذهبیتر سطوح پایینتری از مالیات و هزینۀ دولتی داشته باشند و در مقابل انتظار میرود اندازۀ دولت در کشورهای مذهبیتر کوچک باشد؛ بنابراین مذهب و هزینۀ رفاهی دولت به نوعی مکانیسمهای جایگزین برای تأمین بیمه اجتماعی محسوب میشوند.