نقد و بررسی اصطلاحات عرفانی در فرهنگ فارسی معین

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گرایش ادبیات عرفانی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

doi
10.22124/plid.2025.29066.1703
چکیده

پژوهش حاضر نقد و بررسی کم‌وکیف تعاریف اصطلاحات عرفان و تصوف در فرهنگ فارسی معین است. در این فرهنگ حدود 574 اصطلاح عرفان و تصوف به اجمال تعریف شده‌است. دستاوردهای پژوهش نشان می‌دهد با وجود اینکه ذکر شیوه‌نامۀ دقیق دربارۀ اصطلاح و اصطلاح­پردازی در مقدمه مغفول مانده‌است؛ اما نظام آوانگاری و علامت‌گذاری اصطلاحات، یکدست، دقیق و علمی است. تعریفات تا حدود زیادی به‌دوراز عبارت‌پردازی‌های متکلفانه و نزدیک به زبان مخاطب معاصر است. فرهنگ در تعاریف، زبان مخصوص خود را دارد و خبری از ارجاعات و نقل قول‌های افراطی به متون منثور کهن نیست. تنها 51% از تعاریف، به‌صورت کوتاه، منقول از متون است. فرهنگ در تعریف اصطلاحات متکی بر متون نثر مخصوصا اصطلاح‌نامه‌ها و آثار جعفر سجادی است و شاهد مثال شعر بسیار کم‌رنگ و محدود است. البته نظام مدخل­گزینی اصطلاحات تصوف چندان دقیق و روشن نیست و مدخل‌هایی هست که با وجود تعاریف عرفانی جزءِ اصطلاحات تصوف دانسته نشده‌اند؛ ازاین‌رو، پژوهشگران با رویکردی انتقادی و برپایة احصای اصطلاحات، همراه با ارائة آمار دقیق از منابع و شواهد شعری و متنی، به تحلیل کمی و کیفی اصطلاحات صوفیانه در این فرهنگ پرداخته‌اند.