نقش شانس در سعادت آدمی با نظر به دیدگاه جولیا آناس

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکتری فلسفۀ دین دانشگاه آزاد اسلامی؛ واحد علوم و تحقیقات تهران

2 استاد گروه فلسفه و کلام دانشگاه قم

doi
10.22091/pfk.2018.2566.1758
چکیده

وارد کردن شانس به حوزۀ اخلاق به این معناست کهعواملی خارج از کنترل شخص‌ در سعادت‌مندی او دخیل‌ و دارای تأثیر‌اند. از آن‌جا که ارسطو نیل به سعادت را به داشتن فضایل و بهره‌مندی از خواسته‌های بیرونی منوط کرده و «خوش‌بخت بودنِ طبیعی انسان‌ها» را نیز مسئله‌ای اخلاقی انگاشته است، به‌ نظر می‌رسد به‌نوعی شانسِ محیطی و نهادینه را به سعادت آدمی راه داده است، اما با این همه، شانس را در ارزیابی مسئولیت و شأن اخلاقی فرد مؤثر ندانسته است. از همین‌رو، جولیا آناس - فیلسوف نوارسطویی معاصر - ارسطو را مرتکب امر متناقض‌نمای «شانس اخلاقیِ محیطی و نهادینه» می‌داند. در این مقاله ضمن بررسی چگونگی ورود شانس به حوزۀ اخلاق از سوی ارسطو، به مرورِ دیدگاه جولیا آناس در این زمینه می‌پردازیم. آناس با گزینش رویکردی متزلزل، در نهایت، به این نتیجه می‌رسد که نمی‌توان به قطعیتی میان آراء رواقیون  و ارسطو در باب این موضوع دست یافت. بنابراین، آناس با چشم‌پوشی نکردن از رأی رواقیون مبنی بر این‌که «سعادت‌مندیِ انسان به‌طورکلی مبرّا از شانس است» مسئولیت انسان و شأن اخلاقی او را نادیده نمی‌انگارد و از این رو مرتکب شانس اخلاقی نمی‌شود.      | naqme.parvan@gmail.com    ** استاد گروه فلسفه و کلام دانشگاه قم  (نویسنده مسئول)    |   moh_javadi@yahoo.com