بررسی پیشفرضها و لوازم اعتقاد به دین «متنمحور» و دین «شخصمحور» (با تأکید بر اسلام و مسیحیت)
نویسندگان
1 * دکتری دینپژوهی و مدرس دانشگاه فرهنگیان یزد (پردیش شهیدان پاکنژاد)
2 عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی تهران
doi
10.22091/pfk.2018.1233.1411چکیده
تفاوتِ دیدگاه اسلام و مسیحیّت نسبت به ماهیتِ وحی و پیامبر باعث تمایز آشکاری بین این دو دینِ وحیانی شده است. وحی در منابع اسلامی از مقوله قول و گفتار است و متکلمان مسلمان بر این باوراند که خداوند برای «ارتباط با بشر»، با او سخن میگوید و خود را به واسطۀ زبانی که برای بشر قابلِ فهم است، آشکار میسازد، اما مسیحیّتِ رایج «وحی» را از مقولۀ فعل و یک واقعه میداند و معتقد است که خدا برای «ارتباط با بشر» در قالب یک شخصِ انسانی تجسّد پیدا میکند. مرکز ثقل نازلۀ الاهی در اسلام، قرآن و در مسیحیّت، شخصِ مسیح است. بر اساس این دو نگاه متفاوت به وحی، اسلام را دین «متنمحور» و مسیحیّت را دین «شخصمحور» مینامیم. پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا این دو نگاهِ متفاوت به وحی - به لحاظ قوّت استدلال - در یک سطح هستند؟ برای پاسخ به این پرسش لازم است تا ابتدا پیشفرضهای هر دیدگاه بررسی شود و پس از آن به مقایسه میزانِ استدلالپذیریِ آنها پرداخت و سپس لازم است لوازم هردو دیدگاه را - در حوزههای مختلف مانند کلام، نوع دینداری و علومی که پیرامون هر کدام شکل میگیرد - ارزیابی کرد.