فلسفه، فلسفه است؛ نقب و نقدی بر چیستی فلسفههای مضاف
doi
10.22091/pfk.2017.2121.1656چکیده
چند صباحی است اصطلاح «فلسفههای مضاف» وارد ادبیات فلسفی معاصر ما شده است و متعاطیان این حوزه سعی بلیغی در تبیین و توضیح مقاصد و اَغراضشان از جعل و تألیف این عنوان نوپا مصروف داشتهاند. در این جستار کوشیدهایم تا معضلات و معایب چنین رهیافتی را در فلسفه با توجه به خاستگاه آن بیان کنیم و در نهایت، با عنایت به این که فلسفه یک علم کلی بوده که موضوع آن «وجود من حیث هو وجود» است، نشان دادهایم که تنوع و تعدد فلسفهها به اعتبار ادوار تاریخی، پیشینۀ فرهنگی و دینی در جوامع مختلف و به اعتبار اغراض گوناگونی که برای فیلسوفان وجود داشته، متفاوت بوده است. از اینرو، اگر به خودِ فلسفه به معنای اصیل آن بازگردیم و مباحث فلسفی را به اقتضای تاریخ و روزگارمان جدّی بگیریم، دیگر به جعل و تألیف این عنوانِ تازه نیازی نیست؛ بهویژه اگر توجه داشته باشیم که این اصطلاح، نهتنها راه تازهای فراروی متعاطیان فلسفه نمیگشاید، بلکه ابهام و کژتابیهای فهم و زبان را در ساحت فلسفه و تفکر فلسفی افزونتر میکند.