بررسی تقابل وحدت و کثرت در نظریه تشکیک ملاصدرا
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فلسفه و کلام اسلامی پردیس فارابی دانشگاه تهران
2 دانشیار گروه فلسفه دین و فلسفه اسلامی پردیس فارابی دانشگاه تهران
doi
10.22091/pfk.2018.542.1239چکیده
بحث «وحدت و کثرت» یکی از مهمترین مسائل فلسفی است. تبیین چگونگی نسبت واحد و کثیر از مسائلی است که همواره محلّ تشتّت آرای حکما است. در این میان، ملاصدرا ضمن ردّ هریک از چهار قسم تقابل (تناقض، عدم و ملکه، تضاد، تضایف) و بر اساس مبانی خویش در حکمت متعالیه، نظریۀ تقابل تشکیکی را مطرح میکند، اما از آنجا که ایشان در برخی آثار، باز از تقابل وحدت و کثرت سخن گفته است، سؤال مهمی در اینجا رخ میکند و آن اینکه اگر وحدت و کثرت دو مفهوم مقابل یکدیگرند، این مسئله چگونه با نظریۀ او در خصوص وحدت تشکیکی صادق است؟ و آیا این تقابل، تقابلی بالذات است یا بالعرض؟ در پاسخ به این سؤال - چنانکه در مقاله خواهیم دید - ملاصدرا در برخی آثار، با عدول از رأی مشهور حکما، ضمن قائل شدن به تقابل ذاتی بین آندو، آن را نوع پنجمی از تقابل دانسته که در آن اختلاف بین واحد و کثیر، نه در طرد ذاتی یکدیگر، بلکه تنها در حدّ اختلافی در کمال و نقص است.