سلفیگری در اندیشۀ ابوالثناء آلوسی و رشید رضا با تأکید بر آرای ایشان در مبحث توحید
نویسندگان
1 دانشآموخته دکترای علوم قرآن و حدیث دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیپث دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22091/pfk.2018.111.1064چکیده
بنمایۀ مکتب سلفیه بر تبیین خاص آن از جوانب مختلف مبحث توحید استوار است. در نوشتار حاضر با بررسی رویکرد تفسیری آلوسی و رشید رضا در مسئلۀ توحید، میزان پایبندی ایشان به مبانی تفکر سلفی بررسی و ارزیابی شده است. با بررسی جامع آراء کلامی و تفسیری آلوسی در مبحث توحید، در مییابیم که تبیین او از مفاهیم مطرح در این حوزه به نحو قابل توجهی با تلقی سلفیه متفاوت و گاه متباین است. از اینرو، قول مشهور مبنی بر سلفی الاعتقاد بودن آلوسی نمیتواند قرین صحت باشد. او در کنار تبحر علمی کمنظیر با ارج نهادن به میراث سلف و عدم تأکید بر مکاتب خاص کلامی و فقهی، خود را به عنوان شخصیتی صاحبنظر و آزاداندیش معرفی کرده است. در مقابل، باید تصریح کرد که اندیشۀ رشید رضا - دستکم در حوزۀ توحید - موافقتی نسبی با مؤلفههای اساسی جریان سلفیه داشته است.* دانشآموخته دکترای علوم قرآن و حدیث دانشگاه فردوسی مشهد (نویسنده مسئول) | hamidimandar@yahoo.com ** دانشیار علوم قرآن و حدیث دانشگاه فردوسی مشهد | rezai@um.ac.Ir