اقتصاد سیاسی سیاست صنعتی در ایران
نویسندگان
1 عضو وابسته فرهنگستان علوم، استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22047/hsd.2023.182088چکیده
اهمیت توسعه صنعتی در مباحث توسعه اقتصادی از آن جهت مطرح میشود که فعالیتهای تولیدی محرک اصلی رشد اقتصادی و توسعه ملتها به شمار میرود. توسعه صنعتی، به دگرگونی ساختاری اقتصاد اشاره دارد که افزایش سطوح تولید و پیشرفتهای فناوری را توامان دارد. اما کشورها در دستیابی به توسعه صنعتی متفاوت عمل میکنند، چرایی این موضوع تنها با مباحث اقتصادی قابل تحلیل نیست و باید از دریچه اقتصاد سیاسی به آن پرداخته شود. تحلیل عدم توسعهیافتگی صنعت در ایران از منظر اقتصاد سیاسی میتواند ابعاد مختلفی را مشخص کند و بهنوعی با مشخصکردن توالیها از این طریق به تحول ساختار صنعتی کشور کمک کند. دراین مقاله هدف بررسی عوامل موثر بر عدم توسعه صنعت از دریچه اقتصاد سیاسی است. علیرغم تاکید برنامههای توسعه پنج ساله بر توسعه صنعتی، از بررسی صنعت طی دهه گذشته استنباط میشود نوعی ناسازگاری در ساختار صنعتی کشور وجود دارد. منابع ارزانقیمتی که بهواسطه تمرکز بر تولید منبعمحور در اختیار صنعت قرار میگیرد و توانایی محدود صنعت در تحمل شوکهای بیرونی بهواسطه وابستگی به این منابع، محدودیت در رقابتپذیری و تنوع کم سبد صادراتی، محیط سرمایهگذاری نامناسب (ریسک بالا) و کاهش سطح تشکیل سرمایه در ابن بخش همگی بر ناکارآمدی ساختار صنعتی کشور دلالت دارد. صنعت کشور طی دهه گذشته علاوه بر اینکه نتوانسته از ظرفیتهای موجود بهره لازم را ببرد، از عدم توان ظرفیتسازی در این بخش نیز متضرر شده است. روندی که تداوم آن تضعیف بخش صنعت و کاهش توان تولید را در پی خواهد داشت. از منظر اقتصاد سیاسی این عدم توسعه یافتگی از طریق ساختار نهادی نامناسب، قدرتهای سیاسی و اجتماعی در شکلگیری سیاستهای صنعتی، توانمندی پایین فناورانه بنگاه حمایتشونده، توانمندی پایین سازمانهای اقتصادی (رقابتپذیری)، عدم مدیریت رانت توزیعی، نفوذ سیاسی بنگاه در لابیگری و دریافت رانت، گسترش مالکیت دولتی و شبه دولتی قابل تحلیل است.