رابطۀ ادراکِ حسی، کمال و لذت با زیبایی در استتیکِ کریستین وُلف
نویسندگان
1 مدرس و دانشجوی دکترای فلسفۀ هنر دانشگاه بوعلی سینای همدان
2 دانشیار فلسفۀ پژوهشکدۀ مطالعات فرهنگی و اجتماعی
3 استادیار گروه فلسفۀ هنر دانشگاه بوعلی سینای همدان
doi
10.22091/pfk.2018.1365.1449چکیده
دیدگاه کریستین وُلف دربارۀ ادراک حسی که چارچوبی لایبنیتسی دارد، اساس استتیک او را برمیسازد. او با توجه به ماهیت واضح ولی مغشوشِ ادراک حسی در این چارچوب، مفهوم کمال و لذت را تبیین میکند و از همین معبر ره به تعریف زیبایی میبرد. به این ترتیب، از نظر او، کمال همانا توافق یا هماهنگی کثرات یا انبوهی از اشیاء یا اجزای آنهاست؛ لذت، حاصل شهود کمال در اشیاء است؛ و زیبایی هم عبارت است از کمال شیْء از آن حیث که برای ایجاد لذت در ما مناسب است. با این اوصاف، در این مقاله قصد داریم ماهیت ادراک حسی نزد او و رابطۀ ادراک حسی، کمال و لذت را با زیبایی در استتیک او بکاویم تا مشخص شود چگونه علم استتیک بهطور عام از دل مباحث معرفتشناختی و بهطور خاص از بطن ادراک حسی بیرون میآید. در نهایت، با در نظر داشتن این مهم که خود او مستقیماً داعیۀ نظریۀ مستقلی در حوزۀ استتیک نداشته، نقد و نظری بر لوازم مربوط به استتیک او خواهیم داشت تا حدود و ثغور نظریۀ عقلگرایانۀ مفرط او در برخورد با مسائلی چون دایرۀ شمول زیبایی، مراتب زیبایی و اختلافنظرهای ذوقی مشخص شود.