قیاس "از وضع" از ارسطو تا فارابی

نویسندگان

1 دانش آموخته‌ی دکتری فلسفه دانشگاه اصفهان

doi
10.22091/pfk.2018.708.1283
چکیده

ارسطو در تحلیل پیشین، اگرچه توضیح تفصیلی در باب قیاس‌های «از وضع» را وعده داده بود، اما در هیچ‌یک از آثاری که از او باقی‌مانده به چنین کاری اقدام نکرد. پس از ارسطو، شاگردان و پیروان او با نگاه به کتاب جدل انواع مختلفی از این نوع استدلال‌ را معرفی کردند؛ اسکندر در شرح خود بر تحلیل پیشین ارسطو، آگاهانه سعی کرد تا اثبات‌ناپذیرهای رواقی را در ذیل قیاس «از وضع» ارسطو قرار دهد و بدین ترتیب چهارچوبی برای منطق گزاره‌های ارسطویی فراهم آورد؛ این تلاش اسکندر با پذیرش ضمنی مشائیان مختلف در دوره‌های بعد مواجه شد. فارابی مُلهم از مشائیان، اگرچه قیاس «از وضع» ارسطو را در چهارچوبی مشّائی دریافت، اما به برخی از آموزه‌های ارسطو در خصوص قیاس «از وضع» - به‌ویژه شرطِ توافق در جدل - پای‌بند ماند و بدون اشار‌‌ۀ خاصی، اصطلاح «قیاس وضعی» را در سه معنای مختلف به‌کار برد. با این همه، دریافت فارابی از قیاس‌های شرطی به‌مثابه‌ یکی از انواع قیاس‌های «از وضع» - بیش از اسکندر -مشابهت‌های بسیاری را با دیدگاه جالینوس نشان می‌دهد.