سرنام‌پنداری و ریشه‌شناسی شاعرانه (معرفی و توصیف دو هنرسازۀ تازه)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران

doi
10.22124/plid.2024.27229.1669
چکیده

دربارۀ انواع هنرسازه‌ها در آثار ادبی گوناگون نوشته‌های بسیاری به چاپ رسیده‌است، اما ازآنجاکه هنر و هنرسازه‌ها را نمی‌توان محدود کرد، پژوهشگر ادبی هنوز هم می‌تواند انواع دیگری از این ابزارها را کشف و توصیف کند. نگارندگان در این نوشتار کوشیده‌اند به دو هنرسازه بپردازند که ظاهرا تاکنون توجه ادب‌پژوهان را به خود جلب نکرده‌اند. این دو ابزار عبارت‌اند از سَرنام‌پنداری و ریشه‌شناسی شاعرانه. در سرنام‌پنداری (تسامحا سرواژه‌پنداری)، شاعر/ نویسنده می‌کوشد هر یک از واج‌ها یا تک‌نگاره‌های یک واژه‌‌ را واج یا تک‌نگارۀ آغازینِ واژه‌ای دیگر بپندارد و با این کار واژۀ بسیط را سرنام تلقی کند. درواقع با این حسن تعلیل، به‌صورتی هنری معانی دیگری به معنای اصلی واژه افزوده می‌شود که در ساختمان و ریشۀ آن واژه وجود ندارد. در ریشه‌شناسی شاعرانه (هنجارگریزی ریشه‌شناختی)، شاعر/ نویسنده برای واژه ریشه‌ای می‌سازد تا معنای موردنظر خود را بدان واژه تحمیل کند. برخلاف ریشه‌شناسی عامیانه، ریشه‌شناسی شاعرانه کاملا آگاهانه است. اطلاعات این مقاله به روش کتابخانه‌ای گردآوری شده و روش تحقیق نگارندگان توصیفی ـ تحلیلی است.