بررسی قول به قِدم نفوس ناطقۀ انسانی در سنجش با آیۀ میثاق (عالم ذر) با تأکید بر دیدگاه علامه طباطبایی(ره)
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه دانشگاه قم
doi
10.22091/pfk.2017.1295.1429چکیده
نفس ناطقۀ انسانی یا «روح» همواره مورد توجه و مطالعۀ بسیاری از دانشمندان قرار گرفته است. نحوۀ پیدایش نفس ناطقه از مسائل اصلی در باب نفس ناطقه انسانی است. مقالۀ پیشِ رو به این مسئله پرداخته که آیا آیۀ شریفۀ «میثاق» میتواند تأییدی بر قِدم نفوس ناطقه انسانی باشد؟زیرا طبق آیۀ شریفۀ «میثاق» خداوند از فرزندان آدم - پیش از اینکه به دنیای مادّی بیایند - بریگانگی خویش پیمان و اِقرار گرفته است و فرزندان آدم بر این توحید اِقرار کردهاند. سپس به صلب حضرت آدم(ع) بازگشتهاند. دربارۀ معنای آیۀ «میثاق» سه قول گفته شده است که عبارتند از: اثبات عالم ذَر، پیمان فطری از انسان در همین دنیا و وجود جمعی نفوس نزد خداوند که در مرتبهای قبل از عالم دنیاست. در مقام داوری وپاسخ به پرسش پیشگفته، میگوییم: قول اول که با قِدم نفوس سازگار است با ضرورت عقل و ظهور آیۀ مخالفت دارد و به تناسخ باطل منجر میشود. قول دوم نیز با سیاق آیۀ «میثاق» سازگاری ندارد و مستلزم این است که آیه را بر معنای مجازی حمل کنیم. به این ترتیب، آیۀ «میثاق» - در نظر علامه طباطبایی(ره) - نمیتواند تاییدی بر قِدم نفوس ناطقه باشد، بلکه مقصود این است که نفوس در مرتبهای پیش از عالم دنیا در نزد خدا و بهوجود جمعی حضور داشتهاند و پروردگار را در ربوبیت مشاهده کردهاند و این مشاهده از طریق نفس خودشان بوده است و حمل آیۀ شریفه برقول علامه طباطبایی(ره)هم تاحدی بعید به نظرمی رسد.