نگاهی نو به ساختار اخلاق اسلامی
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه قم
doi
10.22091/pfk.2018.2553.1755چکیده
محققان اسلامی از منظرهای مختلف به مقولۀ اخلاق نگریستهاند و مطالب مختلف و گاه پراکندهای در این زمینه مطرح کردهاند. ورود و خروج محققان به این مبحث، یکسان نیست. بهویژه اینکه نگرش آنان از این جهت که به صِرف عقل اعتماد کردهاند یا نقل یا هر دو، متفاوت است. بسیاری اوقات چندان به دنبال تنظیم یک نظام اخلاقی یا ساختار معین نبودهاند و یا دستکم نگاه استقلالی به آن نداشتهاند و از اینرو، چندان تصریحی به «نظام اخلاقی» ندارند. البته، بیتردید اگر« نظام اخلاقی» تعریف شود و منظور از«ساختار» آن تبیین شود و با این نگاه به مجموعۀ آن چه در« اخلاق» آوردهاند، نگریسته شود، چهبسا بتوان نظام اخلاقی خاص و ساختار معین از آن استخراج کرد که کار چندان سادهای نیز نیست. پارهای از نویسندگان ومحققان معاصر به مسئلۀ «نظام اخلاقی» و «ساختار» آن توجه مستقل نمودهاند و مسئلۀ «نظام اخلاقی» و شرایط و پیشفرضهای آن را برجسته کردهاند که کار بسیار پسندیدهای است، اما آن چه در این مقاله ارائه میشود؛ نگاه جدیدی به ساختار اخلاق اسلامی است که سابق بر این در کتب اخلاق اسلامی پیشینهای برای آن یافت نشده است.