بررسی مفهومِ «حیوانیّت» در سووشونِ سیمین دانشور
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
doi
10.22067/jls.2024.80943.1401چکیده
سووشون را باید از زبانِ حیوان خواند. جاییکه زبانِ انسانی از تَکَلُّم فرومیماند، آوایِ حیوان است که «میماند». زنانگیِ و حیوان، زری و سَحَر و مادیان، یُوسُف و آنچه ادامۀ سوژۀ مردانۀ اوست را، به پرسش میخواند. کودکی و جنون و زندان، همانهایی که تن به دلالت و ایدهباوری نمیدهند، تنهاییاند که در میل و بیمعناییِ خویش، حیات را تجربه میکنند. حیاتی که با زندگیِ یُوسُف، مرگ بود و با سووشونش، «حیوانیّت» دوباره به روح زری باز خواهد گشت. نگارنده در این پژوهش در تحلیلِ شخصیّتشناسی و عناصرِ رمانِ سووشون، از آرایِ دلوز و متفکرانی که در مغناطیسِ اندیشۀ پُستمدرنیستیِ او میگنجند، بهره برده است. نهایت آنکه همان آرزوی دیرینهای که سیمین در خاطرات کودکیاش به آلِ احمد واگویه کرده بود: «همیشه عاشق یک اسب بودم!».