بحثی در صحت و سقم انتساب منظومۀ خسرونامه

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

2 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

3 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان. تبریز، ایران.

doi
10.22124/plid.2024.24954.1643
چکیده

منظومۀ عاشقانۀ خسرونامه یا گل و هرمز یکی از مثنوی‌های معروف منتسب به عطار است که برخلاف دیگر مثنوی‌های جعلی منسوب به وی، به‌خاطر نظم و انسجام شعری و اشتمال بر پاره‌ای ویژگی‌های زبانی و تبحر سراینده، عده‌ای را بر آن داشته‌است تا این منظومه را از آنِ عطار بدانند و آن را در ردیف چهار منظومۀ اصلی و مسلّم وی، یعنی منطق‌الطیر، اسرارنامه، الهی‌نامه و مصیبت‌نامه بنشانند. درمقابل، عده‌ای دیگر نیز با بیان ادلّه‌ای این انتساب را رد کرده‌اند. این مقاله به مطالعۀ سبک‌شناختی خسرونامه ازحیث ساختار، زبان و محتوا می‌پردازد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد انتساب این منظومه به عطار نادرست است؛ زیرا بین خسرونامه و آثار مسلّم عطار، هم ازحیث شکل و ساختار، هم ازنظر کاربردهای زبانی در دو سطح واژگانی و نحوی و هم ازجنبۀ محتوا و درونمایه، اختلاف و تفاوت‌های عمده‌ای وجود دارد. از طرف دیگر با مطالعۀ نسخه‌شناختی و برون‌متنی این منظومه و کشف برخی حقایق تاریخی، رد انتساب آن به عطار تقویت می‌شود.