مشکل جدایی در نظریههای انسجام توجیه
نویسندگان
1 طلبه درس خارج حوزۀ علمیه قم و دانشجوی دکتری فلسفه دانشگاه تهران
doi
10.22091/pfk.2017.303.1167چکیده
نظریۀ انسجامگرایی از بدیلهای مطرح نظریۀ مبناگرایی در ساختار توجیه است. مهمترین مشکل نظریۀ انسجامگرایی در توجیه، مشکل جدایی است. این مقاله با رویکردی تحلیلی به بررسی این مشکل میپردازد. ایدۀ اصلی این اِشکال این است که در این نظریه از آنجا که توجیه یک باور تنها تابعی از انسجام آن باور با دیگر باورهاست، میتوان باورهای موجّهی فرض کرد که هیچ ارتباط توجیهی با واقعیت نداشته باشند. از این رو، این نظریه مستلزم هیچگونه ارتباطی میان باور با واقعیت نیست. پس از ذکر دو پاسخ اصلی به این مشکل، نشان میدهم این دو پاسخ ناتمام هستند. پس از تحلیل این مشکل نشان خواهم دادکه این اِشکال برآمده از درونگرایی این نظریه است و از همینرو، وضعیت انسجامگرایان با مبناگرایان در قِبال این مشکل یکسان است و بر همین اساس، این اِشکال به مبناگرایان نیز وارد است. در نهایت، سعی میکنم دفاعی برای نظریههای درونگرا در مواجهه با این مشکل ارائه کنم.