نگاه نقادانه به نظریۀ روزنبرگ دربارۀ بهکشی
نویسندگان
1 استاد فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه امام صادق
2 دانشجوی دکتری،کلام گرایش فلسفه دین و مسایل جدید کلامی دانشگاه قم
doi
10.22091/pfk.2017.1789.1572چکیده
روزنبرگ با اشاره به استشهاد مخالفان بهکشی به «حق مسلم حیات» و «ارجمندی استقلال اخلاقی» و استناد طرفداران آن به «امکان جلوگیری از سوءاستفاده» و «لزوم اجتناب از رنج درمانناپذیر»، بیان میکند که از نظر او، مناقشۀ ایشان ریشه در واقعیات ندارد بلکه حاصل اختلاف منظرشان در قلمرو حقوق انسانی و ناشی از آن است که نوع «اخلاقی» فرد انسانی تابع «نوع طبیعی» یا نوع «کارکردی»اش تلقی شده است. با فرض تشخص همۀ موالید انسانی در بدو تولد، روزنبرگ در پاسخ به این سؤال که آیا این تشخص مرتبهای ثابت است یا زوالپذیر؟ طرفین را در نهایت اختلاف میداند. او نوع «اخلاقی» شخص را همچون نوع «حقوقی»، هویتی اعطایی و غیرمبتنی بر واقع میشمارد که دارای حق مطلق، سلبی و غیرفعال حیات است. وی با اشاره به خلط میان «جواز» و «مطلوبیت» اخلاقی بهکشی، فلسفۀ تحلیلی را در جایگاه حلوفصل این التباس میداند، اما در نهایت، پسندیدگی اخلاقی بهکشی را مسئلهای خاتمهنیافته دانسته، داوری در اینباره را تابع عرف و تحولات علمی و لذا دستخوش تغییر تدریجی میپندارد. دیدگاه روزنبرگ دستبهگریبان اشکالاتی ازجمله مصادرهای بودن دلایل، نسبیگرایی و تناقض است که همه بهنوعی به نگاه مادهگرای او به حقیقت انسان بازمیگردد.