خودآیینی کانت و نسبت آن با خودآیینی شخصی، اخلاقی و سیاسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه تطبیقی، دانشگاه قم
2 استاد فلسفه، دانشگاه قم
doi
10.22091/pfk.2017.2305.1701چکیده
کانت اصل خودآیینی اراده را اصل اعلای اخلاق میداند. به باور وی، اگر اصولی که اراده میکنیم صرفاً برساختۀ موجودی باشد که واضع قوانین عام است، «اراده یا خواست» ما نیز خودآیین و مستقل عمل میکند. بر این اساس، نهتنها انسان خود قوانین اخلاقی را وضعکرده است بلکه خود را ملزم میکند تا به قوانینی که وضع کرده، عمل کند. ازاینرو کانت خودآیینی را در حوزۀ عمل و عاملیت موردتوجه قرار میدهد. مقالۀ حاضر با این نگاه، این اصل را بر پایۀ سه تفسیر از خودآیینی، یعنی خودآیینی شخصی، اخلاقی و سیاسی تحلیل میکند و ضمن توضیح آنها و اشاره به میزان قرابتشان با خودآیینی کانت، درنهایت به این نتیجه میرسد که اگرچه این سه نوع خودآیینی زمینههای متفاوتی دارند، اما به خاطر اشتراک در دو معنای آزادی از وابستگی و قابلیت وضع قانون، با خودآیینی ارادۀ کانت تمایزی ندارند. به باور کانت خودآیینی اراده نوعی از خودآیینی اخلاقی تلقی میشود، فرد برای اعمال خودآیینی شخصی باید تابع اقتضائات اخلاق باشد و خودحاکمیت سیاسی نیز درنهایت به خودآیینی کامل میرسد.