نسبت خیال با هویت در فلسفه ملاصدرا

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه تعلیم و تربیت دانشکده علوم تربیتی / دانشگاه اصفهان

2 دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت/ دانشگاه اصفهان

3 استادیار گروه فلسفه تعلیم و تربیت دانشکده علوم تربیتی / دانشگاه اصفهان

doi
10.22091/pfk.2017.790.1295
چکیده

   در این مقاله تلاش شده است که با استفاده از روش تحلیل و استنتاج، طرحی از دیدگاهِ فلسفی ملاصدرا دربارۀ رابطۀ خیال با هویتِ انسان، ارائه شود. چنین طرحی می‌تواند چارچوب و چشم اندازی از چگونگی مداخلات تکوینی خیال در ساخت و شکل‌گیریِ هویت، ارائه کند. صورتِ نوعیه (انسانی)، صورتِ سیال (حال) و صورتِ نهایی (مَلَکات)، مفاهیمِ کلیدی برای تبیین چیستیِ هویت و سیالیت ذاتی آن هستند. خیال به مجموعۀ ظرفیت‌های نفس برای مواجهه و کار با صورت‌های خیالی، اعم از حفظ (مصوره)، دستکاری (متصرفه)، صورت‌سازی معقولات (متخیله) و معقول‌سازی صور (متفکره)، اطلاق شده است. اعتقادِ ملاصدرا مبنی‌بر تجردِ صورت‌های خیالی، صدوری و وجودی بودن این صورت‌ها،و ماده (استعداد) بودن نفس برای قبول و اتحاد با این صور، به‌عنوانِ مبانی فلسفی برای تبیین رابطۀ خیال و هویت، در نظر گرفته شده‌اند. خیال، رابطه‌ای ذاتی، اتحادی و متقابل با هویت دارد. خیال با دخالت و حضوری سه وجهی، عاملِ ساخت، منشأ بقا و واسطۀ آگاهی از هویت است. هویت نیز پس از شکل‌گیری اولیه در فرآیندهای خیال، اعم از انشا، نگهداری، دستکاری و فراخوانِ صورت های خیالی(تخیل)، دخالتی تام دارد.