بررسی تأثیر اندیشه ایرانی بر افلاطون
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه قم
doi
10.22091/pfk.2017.1170.1390چکیده
سخن دربارۀ تأثیرپذیری فلاسفۀ یونان باستان بهویژه افلاطون از اندیشۀ شرقیان و ایران باستان، بسیار گفته شده است. آثار گوناگونی از خود متفکران غربی نیز دربارۀ این مسئله برجای مانده است. ما در این مقاله بر آنیم تا گوشهای از این تأثیرپذیری را در اندیشۀ فلسفی افلاطون، بازخوانی کنیم. نظر برخی مورخان غربی فلسفه دربارۀ زادگاه و منشأ فلسفه، نظر ما را جلب کرده است. امیل بریه بر آن است که نمیتوان پاسخ قطعی به این مسئله داد. دو نظر متقابل از دورۀ باستان دراینباره مطرح بوده است. بریه میگوید یونانیان، فلسفه را ابداع نکردند، بلکه آن را از اقوام غیریونانی به ارث بردند. شارل ورنر معتقد است که یونانیان خود را مدیون شرقیان میدانستند و بر این نکته آگاه بودند و هر زمان از علوم و تمدن شرق سخن راندهاند، همراه با احترام بسیار بوده است.افلاطون ازجمله فیلسوفانی است که متأثر از تفکر شرقی و ایران باستان شناخته میشود. او در مسئلۀ مُثل، حکیم حاکم، طبقهبندی در مدینۀ فاضله و ... از اندیشۀ شرقیان و ایران باستان که پیش از وی بدان پرداختهاند، بهره گرفته است و توانسته با دقت و امعان نظر، آنها را در فلسفۀ خویش بازخوانی کند.