فراحکمرانی رویکردی نو در مدیریت دولتی
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری مدیت دولتی دانشگاه تهران- پردیس فارابی قم
doi
10.22047/hsd.2020.182567چکیده
ویژگیهای مدیریت سنتی در شکل کلاسیک، اراده معطوف به قدرت از سوی حکومتی بود که به طور اقتدارآمیز و متمرکز، سیاستهایش را تدوین و در جامعه تحت امر خود اجرا میکرد. افزایش مشکلات و چالشهای نوظهور در اداره امور جامعه، دولتها را وادار به تغییراتی در ماهیت حکومتداریِ خود نمود. با رشد این تفکر که دیگر حکومت به تنهایی قادر به پاسخ دادن به مسایل پیچیده اداره امور عمومی نیست و ظرفیتهای حل مسأله از طریق حکومت برای چنین وظیفهای کافی نبوده و نیاز است تا جامعه مدنی، بازار و مردم، نقشهای مهمتری را عهده دار شوند. از این رو، بسیاری از حکومتها برای تحقق اهداف عمومی و ارائه بهتر خدمات عمومی در کنار اصلاحات درونی و ارتقای قابلیت دستگاه اداری، به ایجاد روابط متقابل مبتنی بر اعتماد و همکاری و مشارکت با بنگاههای خصوصی، انجمنها و سمنها و دیگر ذینفعان روآوردند. این تغییر در راستای افزایش قابلیت و ارتقای عمل دولت در طراحی و اجرای سیاستها و اداره مطلوب جامعه، متضمن نگرشی غیرمتمرکز و شبکهای به جای تمرکزگرایی و حکومتمحوری میباشد. در این دیدگاه جهت حل مسائل عمومی، به جای «نهاد» و «برنامه» بر مجموعهای وسیعی از ابزارهای سیاستی یا فناوریهای اقدام عمومی، متمرکز است. این مقاله با اتخاذ رویکردی معرفت شناسانه، روایتگر ابعاد تغییر از حکومت به حکمرانی و شناسایی دیدگاههای جدید در حکمرانی است؛ تلاشی برای فهم و استنباط منطق حکمرانی مبتنی بر بازآفرینی نقش دولت که ظهور اَشکال جدیدی از حکمرانی شبکهای، چند سطحی و چند ذینفعی و فراحکمرانی را درپی داشته است. هدف این مقاله شناخت فراحکمرانی و تمهیدات ساختاری لازم برای تحقق آن در راستای اصلاحات مدیریت دولتی و حکمرانی میباشد. برای این منظور از روش فراترکیب برای مطالعه و تحلیل بهرهگیری شده و فراترکیب خود را به مقالههای علمی که در مجلات خارجی در مورد حکمرانی و فراحکمرانی به رشته تحریر درآمده، اختصاص دادهاست. انتخاب چهارچوب مقالهها و گزارشهای علمی از بین پژوهشهای صورت گرفته به دلایل روش شناختی بوده و متناظر با واقعیت عینی است.