نفی بند و غیرِبند در زبان گیلکی (گونه‌ی لاهیجانی) از منظر رده‌شناختی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد زبان‌شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

2 دانشیار زبان‌شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

3 دانشیار زبان‌شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.

doi
10.22124/plid.2022.21376.1584
چکیده

در زبان گیلکی، مطالعۀ جامعی پیرامون «نفی» نشده‌است. در این پژوهش، سعی بر آن است براساس پرسشنامۀ میستامو (2016) نفی در گیلکی گونۀ لاهیجانی توصیف گردد. بدین­منظور، نفی در انواع بند و همچنین نفی غیرِبند مطالعه و ساخت‌های صوریِ مبیّن هر نقش به­لحاظ تقارن در ساختار و صیغگان توصیف شده‌است. داده‌ها، علاوه‌بر بومی‌بودن نویسندگان، از گفتار روزمرۀ گویشوران بومیِ شهرستان لاهیجان گردآوری شده‌است. مطالعات بینازبانی حاکی است در بسیاری از زبان‌ها، شیوه‌(ها)ی نفی معیار با برخی بندهای دیگر متفاوت است. درحالی‌که، در گیلکیِ لاهیجانی، نفی معیار برای منفی‌سازیِ انواع بندها به‌کار می‌رود. مطابق یافته‌های پژوهش، بندهای حاویِ انواع فعل ساده، پیشوندی و مرکب در زمان‌ها و وجوه مختلف، از حیث تقارن، رفتار متفاوتی نشان می‌دهند. به­علاوه، گاهی وجه تمایز یک جملۀ مثبت و متناظرِ منفیِ آن، صرفا ناشی از افزوده‌شدنِ عنصر نفی نیست و تغییرات دیگری نیز در جمله حاصل می‌شود، ازجمله جایگزینی وند منفی با تکواژی دیگر یا تغییرات واجی. در این­صورت، ساختار نفی، نامتقارن محسوب می‌گردد. در نفی غیرِبند، پاسخ منفی، ضمایر مبهم منفی و اشتقاق منفی بررسی می‌شود.