تحلیل و بررسی زبانی جایگاه زن در ضرب‌المثل‌های فارسی از منظر طبیعی‌سازی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

2 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

doi
10.22124/plid.2022.22653.1610
چکیده

ضرب‌المثل‌ها بخشی از نثر موجز و گزین­گویه­ها در ادبیات فارسی هستند که علاوه­بر  بازتاب­ فرهنگ جامعه به دلیل ساختار و فرم روایی­شان بسیار رایج و تاثیرگذارند. این تحقیق با خوانش انتقادی از مجموعه ضرب‌المثل­های داستان­نامة بهمنیاری و فرهنگ بزرگ ضرب­المثلهای فارسی با رویکرد زبان‌شناسی شناختی و تحلیل گفتمان، کوشیده‌است نگرش طبیعی­سازی باورهای نادرست در شکل‌گیری جایگاه زن در خانواده و جامعه را نشان دهد. تشدید نگرش دو قطبی مرد/ زن در جامعۀ مردسالار با بار ارزشی، به دوگانگی فرادست/ فرودست دامن می­زند. آسیب چنین نگاهی با پذیرش بدیهی و طبیعی آن، زمانی بیشتر نمایان می­شود که معیاری برای سنجش رفتار به‌هنجار و عقل سلیم عرفی شود و کسی درمورد نادرستی و غیرطبیعی بودن آن تردید نکند. از میان انواع کنش‌های گفتاری و فرم­های بیانی، ضرب­المثل­ها به‌عنوان کنش گفتمانی پذیرفته­شده، فرایند طبیعی­سازی این نگرش استعلایی را بدیهی­تر جلوه می­دهند. باورهایی چون بی­وفایی و عدم رازداری زنان، حقیر و ناقص­عقل بودن آنان، مترصد فرصت بودن برای خودنمایی، ساخته شدن آنها تنها برای خدمت در مطبخ، فرزندآوری و مسئولیت بزرگ کردن آنان، لزوم زیبایی ظاهری به‌عنوان امری واجب برای زن و لزوم زود به خانۀ بخت فرستادندن دختران و موارد متعدد دیگر که در مقاله حاضر فرایند بازتولید و طبیعی­سازی­شان بررسی و بازبینی می‌گردد.