زمینهها و نقش سیاستهای دولت در توسعه خلاقیت فرهنگی ایران عصر صفویه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیهالسلام
2 دانشیار دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیهالسلام
3 استادیار دانشکده الهیات معارف اسلامی و ارشاد دانشگاه امام صادق علیهالسلام.
4 استادیار دانشکده الهیات معارف اسلامی و ارشاد دانشگاه امام صادق علیهالسلام.
doi
10.30497/rc.2020.75519چکیده
خلاقیت به معنای عام شرط پویایی فرهنگ و تحقق تمدن است. یکی از نقاط قوت تمدن غربی معاصر نیز جذب و بهکارگیری نخبگان است. خلاقیت فرهنگی که به تولید محصولات نمادین میانجامد و یکی از انواع خلاقیت است که بهویژه در آثار هنری تجلی مییابد. هدف مقاله حاضر، تبیین مسیر خلاقیت فرهنگی در دوره تاریخی صفویه است. به لحاظ آثار تاریخی و هنری، دوره صفویه در تاریخ میانه ایران کمنظیر است که نشان از توسعه خلاقیت فرهنگی در این دوره میباشد. این مقاله با رویکردی سیاستی به خلاقیت فرهنگی، نقش دولت در گسترش آن را بررسی میکند. سؤال اصلی این است چه سیاستهایی منجر به رشد و توسعه خلاقیت فرهنگی در دوره صفویه شد؟ برای پاسخ به این سؤال زمینه فرهنگی پیشاصفویه که زیربنای سیاستهای بعدی قرار گرفته بررسی شده است. همچنین با استناد به گزارههای تاریخی تلاش شده سیاستهای فرهنگی و عمومی دولت صفویه که مستقیم و غیرمستقیم بر خلاقیت فرهنگی تأثیر گذاشتهاند استخراج و مقولهبندی شود. نتایج این تحقیق که با روش کتابخانهای انجام شده مجموعهای از سیاستها و اقدامات دولت صفویه را شناسایی کرده است که بر گسترش خلاقیت فرهنگی تأثیرگذار بودهاند. سیاستهای فرهنگی در چهار مقوله: هویتی، دینی، توسعهای و حمایتی دستهبندی شدهاند. همچنین سیاست تعامل فرهنگی و مواجهه با تنوع فرهنگی نیز بهعنوان سیاستهای مؤثر بر زمینه تولید و مصرف محصولات فرهنگی و رشد خلاقیت شناسایی شدهاند. مجموعه این سیاستهای فرهنگی و دیگر سیاستهای عمومی در دوره صفویه که به بهبود شرایط اقتصادی و شکلگیری طبقات اجتماعی جدید انجامید به رشد و توسعه خلاقیت فرهنگی منجر گردید.