رودکی، حدّ واسط جریان اندرزگویی در ایران پیش از اسلام و دوران اسلامی (بررسی تا قرن هفتم هجری)

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه خوارزمی تهران

doi
10.22034/aclr.2024.2027613.1110
چکیده

رودکی سمرقندی، شاعر و موسیقی‌دان برجستۀ دربارِ اُمرای سامانی، از زمرۀ نخستین ادیبان دوران اسلامی است که در آثارش به اندرزگویی و درج آرای حِکمی در قالب شعر، اهتمام ویژه‌ای داشته است و درستی این امر، با وجود ابیات اندک برجای مانده از وی به خوبی نمایان است. در همین راستا، پژوهش پیش‌رو می‌کوشد تا با نگاهی بینامتنی به اشعار رودکی و بهره‌گیری از روش توصیفی و مطالعات کتابخانه‌ای، در وهلۀ اول، تأثیرپذیری وی از برخی اندرزها و اندیشه‌های به ‌جا مانده در ادبیات پهلوی و مزدیسنی را نشان دهد؛ سپس با آوردن شواهد و نمونه‌های کافی، اقتباس برخی شاعران و نویسندگان ایرانی پس از رودکی تا قرن هفتم هجری (با تکیه بر اندرزهای فردوسی، اسدی طوسی، ناصرخسرو، نظامی گنجه‌ای و سعدی) از آن اندرزها نشان داده شود و درحقیقت، این جستار بیش از هر چیز دیگری در صدد آن است تا نقشِ واسطه‌گی رودکی در میان اندرزگویان ایرانیِ پیش از اسلام و دوران اسلامی را در بیانِ برخی مضامین و آموزه‌های خاصّ تعلیمی نشان دهد. از مهم‌ترین یافته‌های آن نیز می‌توان به بسامد قابلِ توجه گرایش رودکی به موضوع جهان هستی و مفاهیم مرتبط با آن اشاره کرد؛ موضوعی که در آثار ادبیِ پس از وی، به‌ویژه در شاهنامۀ فردوسی، به میزان معتنابهی بازتاب یافته است و چنین به نظر می‌رسد که منشأ و سرچشمۀ اصلی آن را باید در میراث معنوی گذشتگان و اندرزنامه‌های پهلوی جست‌وجو کرد.