نگاهی تاریخی به صورتهای بیان وجه اجازه درگیلکی
نویسندگان
1 استاد گروه زبانشناسی، دانشکدۀ ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه زبانشناسی، دانشکدۀ ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
3 دانشجوی دورۀ دکتری زبانشناسی، دانشکدۀ ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22124/plid.2023.23511.1620چکیده
در گیلکی، چهار صورت زبانی برای بیان وجه اجازه بهکار میرود: vâhâštǝn، bedâ، benǝ و tânǝstǝn. برخی از این صورتها بر صدور اجازه و برخی بر درخواست اجازه دلالت دارند. این ابزارها حاصل دستوریشدگی صورتهایی هستند که در دورههای پیشین زبانهای ایرانی، کارکرد واژگانی داشتهاند. در این مقاله، روند دستوریشدگی ابزارهای بیان وجه اجازه براساس دادههای زبان اوستایی، فارسی باستان، فارسی میانه و متون ادب فارسی بررسی شدهاست. در غالب زبانها، وجه اجازه یا با دستوریشدگی فعلهایی که بر رهاکردن و ترککردن دلالت دارند، بازنمایی میشود یا با دستوریشدگی فعلهایی که بر مفهوم توانایی دلالت دارند و برای بیان احتمال نیز بهکار میروند. صورتهای زبانی vâhâštǝn و bedâ از ریشۀ harz/hard به معنی رهاکردن در دورۀ باستان زبانهای ایرانی بازماندهاند. benǝ از مصدر nehan است که علاوهبر معنی واژگانی «قراردادن»، در مرحلهای از تحول زبان برای بیان معنی «رهاکردن» بهکار رفته و سپس، فعل امر آن برای بیان مفهوم اجازه دستوری شدهاست. tânǝstǝn نیز از ریشۀ tav به معنی «تواناییداشتن» در زبانهای دورۀ باستان است که در سیر تحول، علاوهبر مفهوم وجهی توانایی، برای بیان احتمال و اجازه نیز بهکار رفتهاست.