مقایسۀ تطبیقی لکانی مفاهیم تمنا و مطلوب گمشده در منتخبی از اشعار نصرت رحمانی و هنری چارلز بوکوفسکی
نویسندگان
1 دانش دانشآموخته دکتری ادبیات انگلیسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 استاد ادبیات انگلیسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22067/jls.2024.83492.1473چکیده
پژوهش حاضر مطالعهای تطبیقی در خصوص مفاهیم تمنا، عشق و مطلوب گمشدۀ ژاک لکان در منتخبی از اشعار نصرت رحمانی و هنری چارلز بوکوفسکی، دو شاعر معاصر ایرانی و آلمانی-آمریکایی است. اهداف مقاله، اثبات وجود و بررسی دلایل روانی این تمنا و جستجوی بیپایان برای مطلوب گمشده در راویان اشعار است. عشق در آثار این دو شاعر همواره با فقدان و جدایی عجین بوده است که جستجوی بیپایان راویان را برای رسیدن به مطلوب اصلی میل نشان میدهد. راویان بوکوفسکی و رحمانی درصددند تا بهشت گمشدۀ خویش را در معشوقههای متفاوت بیابند، غافل از اینکه درگیر ژوئَسانسی فالیک شدهاند که پیامدی جز وسواسی تکرارگونه ندارد. از دیگر دلایل این جابجایی عشق و تمنا، شورش علیه قانون پدر و نظم مستقر در ساحت نمادین است که راویان اشعار را دچار دوگانگی و فقدان میکند. محققان برآنند تا با مدد نظریههای تمنا، رانه و ژوئسانس لکان، علل این شیدایی یا عصیانگری را که بهصورت نفرت، مرگاندیشی، جدایی و سردرگمی نمود پیدا میکنند بیابند. پژوهش حاضر به این نتیجه میرسد که راویان بهمنظور رسیدن به مطلوب مطلق و یگانگی با مادر اولیه، پیوسته درگیر عشقی خیالی میشوند که هرگز پیوندشان را با عشق کامل امر واقع میسر نمیگرداند.