یک معنای ناشناختۀ «آغاز» در شاهنامه
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 پژوهشگر پسادکتری دانشگاه هامبورگ، هامبورگ،آلمان
doi
10.22067/jls.2024.84864.1516چکیده
دشواریهای واژگانی شاهنامه محدود به کلمات شاذ و مهجور نیست. در این منظومۀ هزارساله هنوز به کلماتی برمیخوریم که با وجود ظاهر روشن، معنای آشنای غلطاندازشان مصحّحان و شارحان شاهنامه و فرهنگنویسان فارسی را به گمراهی افکنده است. نویسندگان مقالۀ حاضر یکی ازایندست کلمات در داستان رستم و سهراب را که معنای درستش بر دیگران پوشیده مانده است موضوع تحقیق خود قرار دادهاند. ایشان در ابتدا شرحی مجمل از ضبط و معنای آن بیت در شناختهترین تصحیحات و شروح داستان مذکور آوردهاند و سپس کلید فهم بیت را که همانا شناخت معنای مهجور و متفاوتی از کلمۀ آغاز است به دست دادهاند و در تأیید سخن خود دو شاهد استعمال دیگر از آن نیز در شاهنامه بازشناختهاند. نویسندگان پس از مداقّه در معانی مختلف فعل گشتن (با حروف اضافۀ با، به، سوی) و کلمۀ آورد در شاهنامه، نشان دادهاند که آغاز در آنجا سه بار به معنی «قصد و آهنگ» به کار رفته است. ایشان همچنین استدلال کردهاند که این آغاز چیزی نیست جز تحوّل معنایی آغاز معروف و با کلمۀ آواز که ظاهراً صورت دیگری هم به شکل آغاز داشته و در شاهنامه در ترکیب بر آوازِ (به معنی «در پیِ، به دنبالِ؛ در صددِ») چندین بار آمده است بیارتباط است