خوانش موزه‌ شناسانه هویت در قصۀ سنجان

نویسندگان

1 استادیار حق التدریس گروه موزه و گردشگری دانشکده پژوهش های عالی هنر و کارآفرینی

doi
10.22034/aclr.2025.2061101.1147
چکیده

مقاله حاضر چگونگی صورت‌بندی هویت تاریخی جامعه مهاجر زرتشتی در هند و چارچوب روایی آن را در قصۀ سنجان بررسی و تحلیل می‌کند. قصۀ سنجان منظومه‌ای فارسی است که توسط موبدی زرتشتی در سال ۹۶۹ یزدگردی (۹۷۸ هجری قمری) در گجرات هند سروده شد و داستان مهاجرت زرتشتیان از ایران به هند را روایت می‌کند. این منظومه با تلفیق ریشه‌های ایرانی و تأثیرپذیری از فرهنگ هندی، نقشی مهم در شکل‌دهی هویت پارسیان هند داشته و به‌عنوان بخشی از حافظۀ جمعی آنان شناخته می‌شود. همچنین از منابع معتبر برای شناخت تخیل و خودانگاری تاریخی پارسیان پیش از گرایش به فرهنگ غربی به شمار می‌آید. از منظر موزه‌شناسی نوین، بازنمایی هویت در میراث فرهنگی پارسیان مستلزم شناخت خودانگاری جامعه و رصد فرایند تحول هویتی آنان است. بازنمایی هویت یک خُرده‌فرهنگ در موزه‌ها زمانی از اعتبار فرهنگی و اخلاقی برخوردار است که با رخدادها، حافظۀ تاریخی و تصور جامعه هم‌سو باشد. پرسش‌های اصلی پژوهش عبارت‌اند از: هویت چگونه در روایت قصۀ سنجان شکل گرفته و تبیین شده است؟ و ساختار روایی این منظومه در بازنمایی و شکل‌گیری هویت تاریخی جامعه مهاجر زرتشتی بر چه خرده‌روایت‌هایی استوار است؟ یافته‌های پژوهش، مبتنی بر مطالعات تاریخی و تحلیل محتوا، نشان می‌دهد که قصۀ سنجان روایت دگرگونی هویت ایرانی زرتشتی به هویت پارسی زرتشتی است. در این روایت، هویت امری ثابت و تغییرناپذیر نیست، بلکه مفهومی پویا و در حال تحول است که از تلاقی عوامل تاریخی، فرهنگی و اجتماعی شکل می‌گیرد و در بستر وقایع ابداع می‌شود، رشد می‌کند و دگرگون می‌شود.