چالش‌های نظری دو نحله فکری اقتصاد فضا و اقتصاد متعارف و غفلت از آن چالش‌ها در سیاست‌های توسعه منطقه‌ای در ایران

نویسندگان

1 اعضای هیئت علمی، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبائی

2 دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه تهران

3 اعضای هیئت علمی، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبائی

4 دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22047/hsd.2019.182440
چکیده

در این مقاله، ضمن بررسی جایگاه نحله فکری اقتصاد فضا در طبقه‌بندی نظریه‌های توسعه اقتصادی، وجوه اشتراک و افتراق آن با اقتصاد متعارف برجسته می‌گردد. پس از آن، مفهوم اقتصاد فضا و منشأ ظهور آن، چالش‌های مبانی دو نحله فکری بین اقتصاد فضا و اقتصاد متعارف مورد واکاوی قرار می‌گیرد. این چالش‌ها نه فقط منجر به سیاست‌های جدید توسعه منطقه‌ای در قرن بیست و یکم در جهان شده، بلکه همچنین به بروز چالش‌های جدیدی دامن زده است. از یک طرف، گزارش سالانه سال ۲۰۰۹ بانک جهانی که نخستین‌بار موضوع تغییر شکل جغرافیایی را در قالب نحله فکری عدم مکان محوری یا مکان خنثی، اساس سیاست‌های توسعه منطقه‌ای معرفی می‌کند و در مقابل آن، اتحادیه اروپا نحله فکری مکان محوری و یا مکان مقید را مبنای تحلیل سیاست‌های منطقه‌ای خود قرار می‌دهد. در راستای این دو نحله فکری متضاد و با توجه به حدود پنج دهه تجربه سیاست‌های منطقه‌ای در ایران، مقاله حاضر در صدد پاسخ به این سوأل است که «سیاست‌های توسعه منطقه‌ای در ایران، کدام یک از دو نحله فکری را مبنای تحلیل خود قرار داده است؟» یافته‌های کلی نشان می‌دهند که سیاست‌های توسعه منطقه‌ای در ایران به دلایل مختلف فاقد پشتوانه نحله فکری اقتصاد منطقه‌ای است.