بررسی معنایی فعلهای وجهی گیلکی (گونۀ سیاهکلی)

نویسندگان

1 دانشیار زبان‎شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

2 دانشیار زبان‎شناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.22124/plid.2022.20678.1562
چکیده

پژوهش حاضر به بررسی معنایی فعل­های وجهی گیلکی گونۀ سیاهکلی اختصاص دارد. روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. تحلیل معنایی این پژوهش در چارچوب پالمر (1997) و بررسی نگاشت معنایی آن براساس چارچوب ناوز (2008) است. در این پژوهش، شش فعل وجهی گیلکی بررسی شده­اند. براساس این پژوهش، به­لحاظ معنایی فعل وجهی va «باید» دارای خوانش هر سه وجهیت معرفتی، تکلیفی و پویاست و vast «بایست» و vasti «بایستی» و صورت حال فعلtonəstan  «توانستن» برای بیان وجهیت تکلیفی و پویا به­کار می­روند. فعل وجهی šay «می­توان، می­شود» برای بیان وجهیت معرفتی و پویا و šast «می­شد» و صورت گذشتۀtonəstan  «توانستن» و هر دو صورت حال و گذشتۀ xastən «خواستن» و rəse:n «رسیدن» برای بیان وجهیت پویا کاربرد دارند. فعل وجهی bo:n «می­شود» برای بیان وجهیت معرفتی و تکلیفی و bəbu «شد» برای بیان وجهیت تکلیفی به­کار می­روند. va «باید» و صورت­های گذشتۀ آن بیانگر درجۀ ضرورت­اند و دیگر فعل­های وجهی بر درجۀ امکان دلالت دارند. برای تکمیل مبحث معنایی، نگاشت معنایی فعل­های وجهی بر روی فضای مفهومی وجهیت نشان داده شده­است. بر این اساس مشخص شد فعل وجهی va  «باید» بر روی محور عمودی فضای مفهومی نشان­دهندۀ وجه ضرورت و بر روی محور افقی این فضا دارای تنوع معناست. همچنین مشخص شد دیگر فعل­های وجهی گیلکی بر روی محور عمودی امکان قرار داشته و نشان­دهندۀ چندمعنایی یا تفاوت معنایی هستند.