نشانه‌شناسی گفتمانی ادبیات پایداری در غزلیات حافظ

نویسندگان

1 دانشیار زبان‌شناسی، دانشگاه باقرالعلوم(علیه‌السّلام)، قم

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشکده علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه مازندران

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه مازندران.

doi
10.30497/rc.2019.2824
چکیده

کوشش‏های گفتمانی حافظ برای بازنمایی گفتمان استعلایی عصر، و پایداری در مقابل نظام معنایی و کنشگران آن، با هدف غیریّت‏سازی و مشروعیّت‏زدایی، ذیل الگوی گفتمان پایداری، قابل تبیین است. این مقاله می‏کوشد تا با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی به بررسی گفتمانی ادبیات پایداری در غزلیات حافظ، بر مبنای نظریه گفتمان لاکلائو و موف و الگوی نشانه‏شناسی گفتمانی سلطانی، بپردازد. در این شیوه، دیوان غزلیات حافظ از منظر متن، بینامتنیت و بافت مورد بررسی قرار گرفته است. مسئله مقاله این است که نظام‏های گفتمانی بازنمایی شده در متن کدامند و چه نسبتی با گفتمان پایداری دارند. بر اساس این روش، روشن شد که چهار خرده‏گفتمان: حاکمیّتی، پایداری، عرفان و تصوّف در متن حضور دارند و عمده نزاع معنایی متن، حاصل تقابل خرده گفتمان پایداری با گفتمان هژمونیک حاکمیّت وقت و گفتمان تصوّف رسمی است. با توجه به قراین متنی، خرده‏گفتمان پایداری در تعامل با خرده‏گفتمان عرفان است. خرده‏گفتمان تصوّف نیز در این دوره، همسو با حاکمیّت وقت، در عرصه‏های مذهبی، سیاسی و اجتماعی حضوری فعّال دارد. بازنمایی ویژگی‏های هویتی طبقات سیاسی- اجتماعی مرتبط با گفتمان حاکم، با هدف تاثیرگذاری بر ذهن سوژه‏، از کوشش‏های گفتمانی صاحب اثر است که در مجموع منجر به تبیین چهره قدرت و هویت گفتمانی آن شده است.