گدایی پشت در شورای امنیت سازمان ملل؛ استعاره، مجاز و آمیختگی مفهومی در کارتونهای سیاسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشیار زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
3 استادیار زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.22124/plid.2022.20519.1553چکیده
کارتونهای سیاسی ابزارهایی نیرومند و تأثیرگذارند که در خدمت بیان مفاهیم و دیدگاههای سیاسی درمیآیند و در آنها بهوفور از سازوکارهای شناختی مانند استعاره، مجاز و آمیختگی مفهومی استفاده میشود. در هشت سال گذشته «برجام» مهمترین موضوع در سیاست خارجی ایران بوده که در کارتونهای سیاسی داخلی نیز بازتاب گستردهای یافتهاست. یکی از موضوعاتی که در سال 1399 به محل منازعۀ بین آمریکا و دیگر کشورهای عضو برجام تبدیل شد، مکانیزم ماشه بود. در پژوهش حاضر در چارچوب سه نظریۀ استعارۀ مفهومی (لیکاف و جانسون، 1980؛ لیکاف، 1993)، استعارۀ چندوجهی (فورسویل، 1996، 2009) و آمیختگی مفهومی (فوکونیه و ترنر، 2002) دو کارتون سیاسی با موضوع مکانیزم ماشه از پایگاه اینترنتی خبرگزاری تسنیم استخراج و بررسی شدهاند. نتایج این بررسی نشان میدهد که یکی از کارتونها حول محور آمیختگی مفهومی میان دو فضای ذهنی «تکدیگری» و «فعالسازی مکانیزم ماشه» شکل گرفتهاست و دیگری حول محور استعارۀ «مکانیزم ماشه، یک تفنگ است». علاوهبر استعاره و آمیختگی مفهومی، دو مجاز مفهومی اساسی نیز در کارتونها یافت میشود؛ یکی «شخص بهجای کشور/ دولت» و دیگری «مکان بهجای سازمان/ نهاد». کارتونیست با این سازوکارهای شناختی تلاش ترامپ و دولت او را برای فعالسازی مکانیزم ماشه تلاشی از سر ضعف و درماندگی و محکوم به شکست ترسیم کردهاست.