خوانش مبناگرای سنتی از گفتوگوی بینادینی در ایران پساانقلاب- یک مطالعه کیفی
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری دینپژوهی دانشگاه ادیان و مذاهب قم
2 استاد جامعهشناسی ارتباطات بینالملل- دانشگاه امام صادق (علیهالسلام)
3 دانشیار گروه تاریخ و تمدن دانشگاه باقرالعلوم قم(علیهالسلام)
doi
10.30497/rc.2020.2825چکیده
گفتوگو با دیگری دینی از نتایج و رویدادهای مهمی است که در عرصه دینداری قابل تصور است. پس از انقلاب در ایران برخی سازمانها و نهادهای دولتی و غیردولتی با این پیشفرض که پیشینه این سنخ از گفتوگوها در حوزه تمدن اسلامی وجود دارد، به این مسئله توجه کردند. بدون تردید، نمایندگان این نهادها در این سالها با اتکا بر همین گفتوگوها در اثبات هویت اسلامی- شیعی با ادیان دیگر و بهویژه مسیحیت کاتولیک، کسب تجربه کردهاند. این پژوهش با رویکردی کیفی میکوشد با تحلیل مضمون گفتارهای ناظر به ذهنیت و تجربه این افراد به این پرسش پاسخ دهد که اساساً کنشگران با ابتناءی بر رویکرد دروندینی که مبناگرای سنتی اتخاذ میکند، چگونه به دیگری دینی نگریسته و چه تفسیری از گفتوگو با «آن دیگری» ارائه میکند. بدینمنظور، دادههای میدانی به روش نمونهگیری هدفمند و در مصاحبه نیمهساختاریافته با 15 نفر از کنشگران این عرصه گردآوری شد. تحلیل مضامین گفتارها نشان داد که از نگاه مبناگرای سنتی، گفتوگو با دیگری دینی در مواجهه با دیگری دینی حقانیت را مقدم بر همساننگری مذهبی کرده، جهانگری دینی را به عنوان یک اصل ثابت در گفتوگوها پذیرفته و تلاش میکند با مشروعیتبخشی سیاسی- دینی به دیگری مسیر گفتوگوهای دینی را از پیش تعیین کند.