بررسی فعالیت کولین استرازی بافتهای سیاه ماهی (Capoeta capoeta gracilis, Keyserling, 1861) در حوضة گرگانرود بهمنزلة شاخصی زیستی در پایش محیط زیست
نویسندگان
1 دانشیار، گروه شیلات، دانشکدة منابع طبیعی، دانشگاه تهران، ایران
2 دانشجوی کارشناسیارشد،گروه شیلات، دانشکدة منابع طبیعی، دانشگاه تهران، ایران
3 استاد گروه گیاهپزشکی، دانشکدة علوم کشاورزی، دانشگاه تهران، ایران
4 استاد گروه شیلات دانشکدة منابع طبیعی دانشگاه تهران، ایران،
doi
10.22059/jfisheries.2014.53353چکیده
شاخصهای زیستی سیستمهای هشدار اولیه در مواجهة جانداران آبی با آلایندهها هستند. در میان آنها اندازهگیری فعالیت آنزیمهای استرازی و خصوصاً کولین استرازها در بافتهای ماهی شاخصی برای مواجهه با آفتکشهای فسفرة آلی و کارباماتهاست و از این شاخص در مطالعات مختلف استفاده شده است. سیاهماهیان از ایستگاههای تعیینشده در حوضة گرگانرود در چهار فصل صید شدند و از بافتهای کبد، ماهیچه و مغز آنها نمونهبرداری شد. فعالیت ویژه و درصد مهارشدگی استرازهای عمومی (به روش ون اسپرن) و استیل کولین استراز (به روش المن) اندازهگیری شد. نتایج حاکی از آن بود که سطح آنزیمی هر سه بافت بین ایستگاهها تفاوت معنیداری با هم داشت و بیشترین درصد مهارشدگی آنزیمهای کولین استرازی در ایستگاه پاییندست (ایستگاه 5) گرگانرود و در فصل تابستان به میزان 75/38، 01/31 و 62/10 درصد به ترتیب در بافتهای کبد، ماهیچه و مغز مشاهده شد. بنابراین استفاده از استیل کولین استراز کبدی این گونه ماهی به دلیل مهارشدگی بیشتر نسبت به آنزیم سایر بافتها، بهمنزلة شاخصی زیستی در تعیین و درجهبندی آلودگی اکوسیستمهای آبهای جاری مورد پایش، توصیه میشود. همچنین بافت ماهیچه به علت وجود بوتیریل کولین استراز (در سنجش استرازهای عمومی)، که حساسیت بیشتری نسبت به مهارکنندهها دارد، میتواند در پایش محیط زیست به کار رود. بررسی این شاخصهای آنزیمی در فصول مختلف سال نشان داد که بهتر است برنامههای پایش محیط زیست در فصول گرم سال و همزمان با تقویم زراعی و سمپاشی زمینهای کشاورزی انجام شود.