«جهتشدگی» در فارسی: مطالعۀ موردی «اندام واژهها» بر اساس دستوریشدگی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبانشناسی همگانی دانشگاه آزاداسلامی واحد شاهرود، ایران.
2 دانشآموختة دکتری زبانشناسی همگانی، مدرس دانشگاه علوم پزشکی تهران، ایران.
3 استادیار زبانشناسی همگانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شاهرود، ایران.
doi
10.22124/plid.2021.19742.1536چکیده
براساس نظر هاینه گویشوران زبان با استفاده از منابع عینی مانند اندامواژهها، طبیعتواژهها و برخی افعال به رمزگذاری مفاهیم جهتی مانند بالا، پایین، جلو، عقب و ... میپردازند. در این پژوهش، فرایند تحول منابع واژگانی به واژگانی که به مفاهیم جهتی دلالت دارند، جهتشدگی نامیده میشود. پژوهش حاضر به چگونگی رمزگذاری جهتهای نسبی و استعاری با استفاده از منبع واژگانی اندامواژهها و براساس آرای هاینه پرداختهاست. برای تعیین ابعاد جهتشدگی، یا میزان تحولات معنایی، تصریفی- نحوی و آوایی منابع واژگانی به مقاصد جهتی، مطالعۀ حاضر از انگارۀ داوری و نغزگوی کهن بهره جستهاست. برای جمع آوری دادهها نیز از کتب نظم و نثر، ضربالمثل، رمان، فرهنگهای واژگان، کتب فارسی ابتدایی و متوسطه، تارنماها و گفتوگوهای تلویزیونی و روزمره استفاده شدهاست. بازۀ زمانی دادهها شامل دادههای فارسی نو متقدم (قرن 4 تا 13هجری) و فارسی نو امروز (قرن 13 تا امروز) است. نتایج نشان میدهد زبان فارسی از اندامواژههای سر، پا، چشم، قلب و ... برای بیان جهتهای نسبی و استعاری استفاده نموده و در نهایت این منابع واژگانی متحمل درجۀ دوم جهتشدگی گردیدهاند