ساختار ازدواج‌‌های برون‌‌همسری شاهنامه (مطالعۀ موردی: زال، بیژن، کیکاوس)

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ایلام

doi
10.22034/aclr.2025.2056860.1139
چکیده

رویکرد ساختارگرایانه میراث ارزشمند مردم‌شناس فرانسوی، لوی استروس است. وی پدیده‌های اجتماعی و روایات اسطوره‌ای را به‌مثابه متنی در نظر می‌گیرد و با استخراج تقابل‌های دوگانه و ترسیم جدول اسطوره‌واجی، به تحلیل داستان و یا پدیدۀ مدنظر می‌پردازد. در پژوهش حاضر به شیوۀ توصیفی-تحلیلی، رابطۀ وصلت در ازدواج‌های برون‌همسری زال، بیژن و کیکاوس در شاهنامه بر مبنای شیوۀ ساختارگرایانۀ استروس بررسی می‌شود و در پی پاسخ به این پرسش است که نظام ساختاری و الگوی حاکم بر این ازدواج‌ها چگونه است؟ نتایج پژوهش نشان می‌دهد جایگشت‌های چهارگانۀ هرکدام از این ازدواج‌ها بر الگوی ریاضی پیشنهادی استروس تطابق دارد و روایاتشان نیز دربردارندۀ تقابل‌های دوگانۀ متعددی است که مهم‌ترین آن‌ها، یعنی تقابل ما/ایشان، بیان‌کنندۀ اهمیت مرزبندی‌‌های درون‌‌گروهی با افراد خارج از گروه نزد ایرانیان است. وصلت با بیگانگان از نظر اختلاط با چنین نژادهایی چندان خوشایند نیست؛ اما از جنبۀ آنکه در اثر این نوع ازدواج‌‌ها بخشی از سرزمین بیگانه به تصرف ایرانیان درمی‌‌آید، از قبح برون‌همسری می‌‌کاهد. در این ازدواج‌‌ها، تضعیف پیوندهای خانوادگی به‌‌صورت تقابل پدر/پسر یا پدر/دختر چشمگیر است.