پهنهبندی فضایی قابلیتهای گردشگری کشاورزی در نواحی روستایی استان لرستان
نویسندگان
1 گروه جغرافیای انسانی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 گروه جغرافیای انسانی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 گروه جغرافیای انسانی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22126/ges.2021.6264.2367چکیده
با توجّه به توزیع ناهمگن فضایی فرصتهای توسعة گردشگری کشاورزی و ارتباط تنگاتنگ این نوع گردشگری با شرایط مکانی، نوشتار پیش رو تلاشی برای پرکردن خلأ تحلیل فضایی و مکانمحور در مطالعات گردشگری کشاورزی است که بهعنوان راهبردی برای حلّ چالشهای بخش کشاورزی و روستایی مطرح شده است. برای توسعه و پایداری فرصتهای گردشگری کشاورزی، شناخت توانمندیهای موجود در هر فضای جغرافیایی و روستاهای دارای قابلیت و توان بیشتر ضروری است. این مسئله با توجّه به ریسک توسعة کسبوکارهای گردشگری در واحدهای فضایی مختلف بهویژه برای برنامهریزان، تصمیمگیران و سرمایهگذاران اهمّیت بهسزایی دارد؛ بنابراین، در حمایت از برنامهریزی مکانمحور فعّالیتهای گردشگری کشاورزی، نوشتار پیش رو با هدف پهنهبندی فضایی توانمندیهای توسعة گردشگری کشاورزی و رتبهبندی روستاهای هدف گردشگری کشاورزی در پهنههای مستعد انجام گرفته است. در پژوهش حاضر از دادههای مکانی شامل سرمایههای طبیعی، دسترسی، پیششرطهای توسعة گردشگری، دادههای مرتبط با ظرفیتهای روستایی که خود به سه گروه ظرفیت کشاورزی، خدمات مورد نیاز گردشگران و جاذبههای گردشگری واقع در روستاهای استان لرستان قابل تقسیم است، استفاده شده است. تحلیل فضایی با مدل تحلیل سلسلهمراتبی فازی - تاپسیس انجام شد. نتایج نشان داد که معیارهای فاصله از قطعات زراعی و فاصله از روستاهای تاریخی بهترتیب بیشترین و کمترین اهمّیت را در بین معیارهای مورد استفاده دارند؛ همچنین از مجموع مساحت منطقة مورد مطالعه تنها 35% دارای پتانسیل بالا (طبقة مناسب و خیلیمناسب) برای توسعة گردشگری کشاورزی است. رتبهبندی روستاهای واقعشده در کلاس بسیار مناسب نشان داد که روستای نصرآباد با فاصلة نسبی برابر 779/0 بهعنوان توانمندترین روستا بهمنظور توسعة گردشگری کشاورزی است. بهطور کلّی، نتایج نشان میدهد که مناطق مستعد توسعه گردشگری کشاورزی به صورت نواری از حاشیه جنوبشرقی به شمالشرقی منطقه مورد مطالعه کشیده شده است.