تعبیر کنایه در زبان فارسی بر مبنای دیدگاهی ادراکی
نویسندگان
1 استادیار زبانشناسی همگانی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22124/plid.2021.18125.1496چکیده
کنایه در سنت مطالعة بلاغت به سخنی اطلاق میشود که دارای دو معنی است و مخاطب با توجه به شرایط از مفهوم صریح آن به مفهوم ضمنیاش پی میبرد. نگاهی به پیشینة مطالعة کنایه نشان میدهد که این صنعت که امروزه دیگر صرفاً محدود به حوزة ادب نیست و در گفتوگوهای روزمرة سخنگویان کاربرد عام دارد، همواره با فرایندهای دیگری نظیر استعاره، مجاز، معنی ضمنی و جز آن خلط شدهاست. در مقالة حاضر، ضمن اشاره به این همپوشیها به دنبال آنیم تا تعریف مشخص و مستقلی از کنایه به دست دهیم. بهویژه میکوشیم تا از منظری تحلیلی ـ توصیفی و به کمک دادههای متعدد از جملات روزمرة سخنگویان زبان در چارچوب نگرشی ادراکی به بررسی چگونگی درک و تعبیر کنایه بپردازیم. این پژوهش نشان میدهد که سخنگویان با تکیه بر اطلاعات بافتهای ادراکی، اعم از بافت زبانی یا بافت A، بافت موقعیتی یا B و اطلاعات از پیشموجود در حافظه یا بافت C کنایه را تعبیر میکنند. در این میان، وجود اطلاعی خاص در بافت C نقشی عمده ایفا میکند که براساس آن، هر جملهای را میتوان در معنی متناقضش تعبیر کرد.