الگوی کاربری ترکیبی در بافت‌های فرسوده ناکارآمد منطقه هجده شهر تهران و نقش آن در بازآفرینی پایدار محلّه‌ای

نویسندگان

1 گروه جغرافیای انسانی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 گروه جغرافیا، دانشگاه پیام‌نور، تهران، ایران

3 گروه جغرافیا، دانشگاه پیام‌نور، تهران، ایران

4 استادگروه جغرافیا، دانشگاه پیام‌نور، تهران، ایران

doi
10.22126/ges.2021.5816.2304
چکیده

توسعة شهری مبتنی بر ترکیب کاربری­ها، رویکرد جدیدی برای نظم­بخشیدن و استفادة بهینه از فضای کالبدی و همچنین دستیابی به پایداری به­ویژه در فرایند بازآفرینی بافت‌های فرسودة ناکارآمد شهری به­شمار می‌آید. هدف از پژوهش حاضر بررسی همبستگی بین کاربری ترکیبی و شاخص‌های پایداری در بافت‌های فرسودة ناکارآمد محلاّت است. در نوشتار پیش رو پس از ارزیابی میزان کاربری ترکیبی به­وسیلة مدل­های آنتروپی، مقیاس دسترسی و آمارة کانونی، با استفاده از تکمیل پرسش­نامه و بهره­گیری از نرم­افزار اِس.پی.اِس.اِس.، میزان پایداری بافت‌های فرسودة ناکارآمد و همچنین همبستگی میان کاربری ترکیبی و پایداری بافت‌های هدف پژوهش محاسبه شده است. یافته­های پژوهش بیانگر آن است که میزان کاربری ترکیبی در محلاّت مورد مطالعه از توزیع یکسانی برخوردار نبوده و ازنظر پایداری نیز، تمامی بافت­های فرسودة ناکارآمد، در وضعیّت پایین­تر از حدّ متوسّط پایداری قرار داشته و ناپایدار به­شمار می­روند؛ همچنین یافته‌های بخش سوم پژوهش بیانگر آن است که بین میزان ترکیبی­بودن کاربری­های محلاّت و شاخص­های پایداری (مشارکت، تنوّع و غنای بصری) رابطه و همبستگی مثبت وجود دارد و برعکس، با افزایش کاربری ترکیبی، پایداری در شاخص­های (همبستگی و تعامل اجتماعی، سرزندگی، دسترسی، سرسبزی، تعلّق مکانی، امنیت، حمل‌ و نقل، کیفیت مسکن و کیفیت محیط) کاهش‌ یافته است. نتایج نهایی پژوهش نشان­دهندة آن است که میزان ترکیبی­بودن کاربری­ها می­تواند بر سطح پایداری بافت­های فرسودة ناکارآمد در محلاّت تأثیرگذار باشد؛ امّا ارتباط درونی شاخص­های پایداری با همدیگر، نوع ترکیب و کیفیت کاربری­های محدودة بافت فرسوده و بافت‌های اطراف، می­تواند جهت­های پایداری بافت­های فرسودة ناکارآمد را مشخّص کند.