بررسی و تحلیل قربانی انسان در شاهنامه بر اساس نظریه‌های آیین قربانی

نویسندگان

1 دانشجوی پسادکترا دانشگاه شهید بهشتی

2 هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.22034/aclr.2024.2014951.1089
چکیده

قربانی‌ انسان از مهمترین مواردِ قربانی‌ بود که در مواقع حساس به‌منظورِ بلاگردانی و ‌خشنودی نیروهای برتر، پیشکش می‌شد. شاهنامه ازجمله متونی است که آیین‌ها و باورهای مختلف را در بر دارد؛ یکی از این موارد، آیین قربانی‌کردن انسان است که مصادیقی از آن در داستان‌های زال، ضحاک، سیاوش، دیوِسپید و داستان پادشاه شهرِ بیداد دیده‌می‌شود. با توجه به این امر، نویسندگان به‌منظور تبیین این مصادیق به‌روش توصیفی-تحلیلی می‌کوشند بر اساس نظریه‌های قربانی به بررسی‌وتحلیلِ قربانی‌ انسان در داستان‌های یادشده بپردازند. نتایج نشان‌می‌دهد، قربانی‌های انسانی در شاهنامه در پنج بخش، قابلِ بررسی است و با اهدافی چون طولِ‌عمر، بلاگردانی و دفعِ نحوست انجام می‌شد. در داستانِ زال با توجه به این‌که در باور پیشینیان، تولّد برخی نوزادان با ویژگی‌های خاص(سپیدمو)، شوم و تجلّی خشمِ خداوند تلقی می‌شد، چنین نوزادانی را دیوزاد و نمادِ شومی و عدمِ‌ باروری می‌دانستند و رهاکردن او، ‌نوعی فداکردن به‌منظور دفع نحوست است. در مورد قتل سیاوش نیز باید گفت: برخی کُشته شدن او را قربانی به‌منظور باروری طبیعت می‌دانند و برخی قتل او را تنها بلاگردانی می‌دانند نه قربانی اما قتل وی، جنبۀ باروری ندارد و نوعی قربانی آیینی به‌منظورِ دفعِ نحوستِ خواب افراسیاب و حفظ جانِ وی است. در مورد دیو سپید نیز می‌توان گفت: آن‌چه در شاهنامه با عنوان دیوان شناخته می‌شوند، دشمنانِ قدرتمند، وحشی و تنومندی بوده‌اند که با شاهان ایرانی در نزاع بوده‌اند و دیوان قلمداد می‌شدند پس کشته‌شدن دیوِسپید، نوعی قربانی به‌منظور بلاگردانی است. در تحلیل مصادیق یافت‌شده نیز نظریه‌های بلاگردانی فریزر و کمالِ‌کیهانی بویس کاربردی‌تر‌ و انعطاف‌پذیرتر ازسایر نظریه-هاست.