جایگاه فلسفه در تاریخ فرهنگیاجتماعی قاجار و تداوم آن در مکتب فلسفی متأخر تهران
نویسندگان
1
doi
چکیده
در روزگار قاجار با دو گروه از اهل معرفت مواجه میشویم، که یکی به مادهی فرهنگی اسلامی مجال مواجهه با صورتهای نوین فرهنگی را نمیدهد و مترصد است آن را در همان هویت پیشین مصون دارد؛ و دیگری، گروهی هستند که چندان دل در صورتها و دستاوردهای درخشان تجدد دارند، که مادهی فرهنگ بومی را برای دریافت و درک این نوظهورها حاوی هیچ استعدادی نمییابند. مقاله، با رجوع به مبادی «هستی شناختی»، در صدد بیان این نکته است که مواجهه با دستاورهای فرهنگی تجدد، ضمن اینکه آشنایی مستوفایی با مبادی حکمی و نظری آن لازم دارد، تعهد و الزام ویژهای را در قبال سنت و سابقهی فرهنگی خود میطلبد؛ تا مجالی درخور برای برساختن ترکیبی اصیل و موافق با مقتضیات حکمت و وجود برای این دو تأمین کند و بدین ترتیب امکانی شایسته برای مشارکت فعال اهل نظر این سرزمین در فرهنگ جهانی پدید آورد.