جدال با بیقدرتی در تجربه بیماری: روایتپژوهی مصرفکنندگان طب مکمل و جایگزین
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری بررسی مسائل اجتماعی ایران، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی دانشگاه الزهراء (س)
2 دانشیار گروه انسان شناسی و مطالعات سلامت دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و عضو هیات علمی قطب علمی جامعه شناسی سلامت دانشگاه تبریز
3 استاد گروه علوم اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی دانشگاه الزهراء (س)
doi
10.22059/jisr.2021.317754.1173چکیده
اقبال مصرفکنندگان خدمات سلامت به انواع طبهای مکمل و جایگزین موجب تغییراتی شگرف در تجربۀ بیماری و پیوستهای اجتماعی ـ اقتصادی آن شدهاست. رفتارهای بازاندیشانهای که با بهنجارترشدن طب بدیل، مشاهده میشود؛ در ایران کمتر موضوع پژوهشهای اجتماعی قرار گرفتهاست. پژوهش حاضر با بهکارگیری روش روایتپژوهی، روند این رفتارها را در بازگویی تجربۀ بیماران، مطالعه میکند. بدینمنظور، بیستونه مصاحبۀ روایی با بیمارانی که تجربۀ مفصلی در این زمینه داشتهاند انجام و پس از بازنویسی بهصورت روایتهای خطی منسجم، با روش تحلیلتماتیک کدگذاری شدند. بنا به یافتهها، «احساس بیقدرتی» یکی از مضامین پرطنین در تجربۀ بیماری است که در سه مقولۀ «بیقدرتی نهادی»، «بیقدرتی در روایت بیماری» و «بیقدرتی در فرآیند تجویز» بازنمایی میشود. بخشی از این احساس، بازنمودی ناگزیر از بیقدرتی پزشکان به واسطۀ تزلزل جایگاه علم است. نتایج نشان میدهد که اعمال اقتدار ناهمگن نهادهای بالادستی حوزۀ سلامت، بدون در نظرگرفتن فهم بیماران از فرآیند درمان، زمینهساز ناکامی سیاستگذاریهای سلامت در قبال طبهای غیررایج شدهاست. مدیریت این میدان به نفع سلامت حداکثری، تنها از مسیر بهرسمیتشناختن نیاز بیماران بهداشتن رابطهای متوازن با کادر درمان و اهتمام به توجیه بیمار نسبت به عوارض داروهای تجویزشده میسر است.